سید هادی میرمیران، معمار برجسته ی کشور درگذشت

 
سیدهادی میرمیران ظهر دیروز پس از گذران یك هفته بی‌هوشی، در بیمارستانی در آلمان درگذشت.هادی میرمیران، هنرمند معمار و شهرساز، كه از 16 فروردین‌ماه به آلمان سفر كرده بود تا از نا‌حیه‌ی ستون فقرات مورد عمل جراحی قرار گیرد، ظهر امروز در فرانكفورت درگذشت.پیكر این معمار ایرانی كه سال‌هاست به‌خاطر توده‌یی در ناحیه‌ی كلیه قادر نبود بدون عصا و ویلچر راه برود، روز جمعه ازسوی سفارت جمهوری اسلامی ایران در آلمان به تهران بازگردانده خواهد شد.

میرمیران مشاور مادر شهر بم - پس از زلزله - بود، تا همین روزهای آخر طرح توسعه بارگاه شاه‌چراغ روی میز كارش پهن می‌شد و بازسازی محوطه ارگ كریم‌خانی شیراز را در دست كار داشت.

سیدهادی میرمیران 36 سال زندگی حرفه‌یی خود را پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه تهران، برای تدریس معماری در دانشگاه‌های علم و صنعت ایران، شیراز، همدان و تهران و طراحی و اجرای پروژه‌های صنعتی و معماری صرف كرده بود و به‌رغم سال‌ها بیماری، محل زندگی‌اش را همان اتاق كارش انتخاب كرده و تا روزهای آخر حیاتش به مدیرت اجرایی و طراحی معماری و شهرسازی مشغول بود.

ازجمله فعالیت‌های وی كه عنوان مارسل دوشان ایران به او اطلاق می‌شد، به ارایه‌ی طرح‌هایی چون طراحی مجموعه‌ی بهارستان واقع در میدان بهارستان تهران، ساختمان كانون وكلای دادگستری مركز، سركنسول‌گری ایران در فرانكفورت و نیز طرح احیای مجموعه‌ی كریم‌خان می‌توان اشاره كرد.

وی آخرین نشان افتخارش را از دستان سید محمد خاتمی گرفته بود.

منبع : ایسنا


روحش شاد

همایش بین المللی مقاوم سازی به پایان رسید

محورهای این همایش :

· کاربرد مهندسی معکوس، مهندسی مجدد و مهندسی ارزش در بهسازی لرزه ای

·
ایجاد فرهنگ بهسازی لرزه ای

·
بهسازی لرزه ای تمیز

·
مصالح ساختمانی بومی و نوین و نقش آنها در بهسازی لرزه ای

·
طرحهای خاص بهسازی لرزه ای
· اقتصاد در بهسازی لرزه ای سازه های ناپايدار

·
روش های مختلف ایمن سازی و بهسازی لرزه ای
· مدیریت بهسازی لرزه ای

کمیته علمی همایش :

دکتر محمد احسانی - مهندس حمید رضا اشرفی - دکتر علی اصغری - دکتر محمد حسن بازیار - دکتر خسرو برگی - دکتر جبیب الله بیات - دکتر محسن تهرانی زاده - دکتر ابراهیم چینی فروش - دکتر حسین حاجی کاظمی - دکتر فرهاد دانشجو - دکتر رضا رازانی دکتر علی اکبر رمضانیان پور - دکتر علیرضا رهایی - دکتر محمد رئوف -دکتر محمد حسن سبط - دکتر احمد شهروز - دکتر   سعید صبوری - مهندس شاپور طاحونی - دکتر رضا عباس نیا - دکتر محمد رضا عدل پور - دکتر هرمز فامیلی - دکتر پر.یز قدوسی - دکتر محمد حسن کاظمی - دکتر محمد رضا کبیر - دکتر ابوالقاسم کرامتی - دکتر شاهرخ مالک - دکتر سید شمس الدین مجابی - دکتر علی اکبر مقصودی - دکتر مهر کار - دکتر احمد نیکنام - دکتر حمید رضا وثوقی فر

کمیته برگزار کننده :

دکتر حمید رضا وثوقی فر - مهندس بهروز بهنام - مهندس علی شاهانی - مهندس منصور فارسی - مهندس مهدی سرلک - مهندس مسعود حیدری - مهندس بهنام اشتری

دبیر همایش :

 دکتر حمید رضا وثوقی فر

دبیر کمیته علمی  :

 دکتر علیرضا رهایی

انتخاب بنر مناسب

كدامیك از بنر های زیر برای این وبلاگ مناسب تر است؟

نكاتی را كه باید برای انتخاب در نظر بگیرید شامل این موارد می گردد :

گویا، ساده، زیبا، مرتبط با موضوع فعالیت، شیك و در نهایت به یاد ماندنی باشد.

ادامه نوشته

The Top 10 Cities for Art Lovers

 

Top 10 Cities for Art Lovers

www.archiran.co.sr - archiran@gmail.com

Our top cities for art lovers are bound to stimulate even the most blasé of world travelers, as they're home to dozens of world-class institutions with influential collections of old and new masters.

By ShermansTravel editorial staff

Related Articles

The Best of Paris Culture

New York City's Metropolitan Museum

Post on our Food and Culture Message Board

Related Destinations

Berlin

Chicago

Florence

Vacations aren't always about getting some R&R. In fact, visiting a city with a vibrant arts scene can be just as rejuvenating. Our top cities for art lovers are bound to stimulate even the most blasé of world travelers, as they're home to dozens of world-class institutions with influential collections of old and new masters.

That said, our list also pays homage to a charming colonial town known for teaching people how to create their own works of art—we figure that, after seeing everything else on our list, you'll be ready to make your own artistic statement.

1. Berlin

Since the fall of the Berlin Wall in 1989, the German capital has reinvented itself as a leading European arts venue, with superlative new architecture and cutting-edge exhibits. That said, it's not all about the new here. One of the many shining examples of Berlin's fervent dedication to the arts is Museumsinsel (Museum Island), a complex of five museums on the site of an original city settlement. This UNESCO World Heritage arts center features the Alte Nationalgalerie (Old National Gallery), celebrated for its German and French Impressionist paintings, plus works by celebrated German artists like Karl Friedrich Schinkel, Caspar David Friedrich, Max Lieberman and Berlin's own Adolph von Menzel.

The island plays host, as well, to the Altes Museum (Old Museum), dedicated to antiquities from Rome and Greece, and the Pergamonmuseumm, named after the fascinating 180 BC Greek temple it houses. If that hasn't quenched your art thirst, another cluster of four museums is found at the Dahlemer Museum, where exotic art and artifacts from India, Asia, Africa, and the South Seas, as well Native American and Early European cultures, are showcased. You should also visit the phenomenal Gemäldegalerie (Picture Gallery), featuring paintings by many great European masters, from Botticelli to Rembrandt and the Neue Nationalgalerie, highlighting more recent works by artists like Max Beckmann, Munch, Picasso, Ernst and Klee.

- Expedia: Visit the museums of your dreams! Fly from $83+

 

ادامه نوشته

اصول و مباني رنگ شناسي كاربردي - تاريخچه ي رنگ - دوم

 

با پیشرفت انسان، كشیدن تصاویر در دوران غارنشینی و تزیین دیوارها، در میان جوامع قبیله ای جایش را به خود آرایی بر سطح بدن داد. در ابتدا، برای این كار از انواع اشیاء طبیعی مانند برگ، پر، صدف و رنگ استفاده می كردند. در هر قبیله و اجتماعی تمامی اعضاء سطح بدنشان را مطابق با طرح به خصوصی رنگ آمیزی می كردند تا موقعیت خاص خود را در جامعه پیرامونشان نشان دهند.
این گونه رنگ آمیزی ها را معمولاً در زمان های مهمی از حیات فرد یعنی به هنگام آغاز دوره ی جدیدی از زندگی او (تولد، بلوغ، ازدواج، مرگ) انجام می دادند. رنگ بدن و شیوه ی خود آرایی، نشان گر هویت و تعلق هر فرد به جامعه ای خاص بود و در عین حال موقعیت او را در میان سایر اعضا تعیین می كرد و مبین نقش اجتماعی وی بود. رنگ ها و طریقه های مختلف رنگ آمیزی، به افراد یك قبیله به خصوص یا قبایل دیگر، امكان می داد تا اشخاص را از یكدیگر تمیز دهند و در نتیجه به مثابه مدل های خاص لباس (درست مانند لباس های متحد الشكل افراد پلیس، كارمندان، پرستاران، پزشكان و در برخی از مدرسه ها و دانشكده ها و كالج ها) عمل می كردند.
امروزه، رنگ آمیزی بدن به اشكال مختلفی صورت می گیرد. افراد از انواع رنگ های آرایشی (معمولاً برای صورت) استفاده می كنند. خانم ها به منظور ایجاد تغییر در قیافه ی خود، با پر رنگ تر كردن رنگ های طبیعی صورت، چهره شان را می آرایند و بازیگران به منظور ایجاد مؤثرترین و بهترین تاثیر گذاری حین اجرای نقش، از رنگ های قوی ترین نورها بهره می گیرند.
مصریان باستان از تركیبی آبی رنگ (كه به احتمال زیاد حاصل آزمایش هایی بوده كه برای ساخت شیشه انجام میدادند) به عنوان نمادی از حقیقت و كمال استفاده می كردند.
این ویژگی های رنگ آبی، خصوصیت نمادینی بود كه بعدها در تمثال مریم عذرا نیز ظهور كرد.
در هندوستان عروسك های هندو به مدت 6 روز قبل از مراسم ازدواج،‌ لباس كهنه زرد رنگی بر تن می كنند تا ارواح پلید را از خود برانند. در مراسم ازدواج نیز عروسك و كاهنی كه عقد را جاری می سازد، هر دو لباس هایی به رنگ زرد می پوشند، در حالی كه در چین دختری كه قرار است ازدواج كند لباسی قرمز رنگ در بر می كند، چرا كه قرمز برای چینی ها نماد زندگی تازه و آینده ای خوب و شاد است. سفید برای پاراتنون های یونانی (به معنای «باكرگی» و پیكره آتنا اصلی ترین رنگ به شمار می رفته، و هنوز هم رنگی است كه اكثر عروس های غربی بر تن می كنند (همارد و دوروتی، 1378). ارغوانی، مقدس ترین رنگ نزد یونانیان و رومیان بوده است. این رنگ را از نوعی صدف حلزونی تهیه و برای آراستن خدایان و امپراطوران ذخیره می كردند.
چینی ها از دیر باز نقاشانی ورزیده و كار آموز بودند. چنین ثبت شده است كه امپراطوری از سلسله ی «هان» در 80 سال قبل از میلاد مسیح مجموعا ای از نقاشی هایی را كه گفته می شود از زیبایی رنگین و با عظمتی برخوردار بودند، در انبارهایی نگهداری می كردند كه امروزه به آنها موزه می گویند.
در عصر تانك، در سال های 1618-1907 پس از میلاد مسیح نقاشی های دیواری و لوحه های نقاشی كه با قدرت رنگ آمیزی شده بودند، ترسیم گردیده است. همان زمان سرامیك های جدیدی با رنگ های زرد، قرمز، سبز و آبی ساخته شده و در سلسله ی «سونگ» ذوق و سلیقه ی افراد در زمینه ی یرنگ به نحوی خارق العاده پرورده شد، رنگ های تصویری تنوع بیشتری یافت و جنبه ی واقع گرائی آن نیز افزایش یافت. سرامیك ها با لعاب های فراوان جدیدی به رنگ هایی نظیر سبز بیدی و مهتابی كه از بی مانندی برخوردار بودند، آراسته شدند.


در ضمن این مطالب چكیده ای از كتاب اصول و مبانی رنگ شناسی در معماری و شهرسازی است كه بر اساس مباحث رنگ ایتن می باشد. منتظر ادامه ی بحث باشید.

اصول و مباني رنگ شناسي كاربردي - تاريخچه ي رنگ - اول

رنگ و نور همواره در قالب بخش هایی اساسی از حیات ما بر روی كره ی خاكی مطرح بوده اند.یكی از نخستین آثار ثبت شده از نیروهای جادویی رنگ ها را می توان در غرهای لاسكاكس و آلتی مارا مشاهده كرد. در این نمادها نقاشی هایی تزیینی از انواع حیوانات، زینت بخش دیوارهای داخلی شده است. نقاشان این تصاویر، نقاشی های خود را با دست ترسیم نموده و با استفاده از ساده ترین رنگ های طبیعی كه در كف غارها در دسترس بود، همچون سنگ آهن قرمز و زرد، منگنز و گل سیاه، تنوع قابل ملاحظه ای از رنگ ها را در هنر خود به كار گرفته اند. بر دیواره ی غارهای لاسكاكس و آلتی مارا ، رگه های درخشانی از بلور های كربنات آهك ، رنگ سفیدی را برای نقاشان پیش از تاریخ فراهم آورده بود كه می توانستند به كمك آن سایه های محو و عمق میدان های جالب توجهی خلق كنند.
انسان ما قبل تاریخ با مشاهده دگرگونی رنگ های طبیعت، خیلی زود به اهمیت رنگ ها پی برد، در چرخه ی شبانه روز، به هنگام غروب خورشید، افق قرمز رنگ، پایان فعالیت روزانه را نشان می داد و نیاز برای فرو رفتن در امنیت غارها را به منظور دور بودن از خطرات تاریكی - شب سیاه اعلام می كرد. قرمز و سیاه (مشكی!!) نیز همواره به عنوان رنگ های نمادین حیات و مرگ به شمار می آمدند و نخستین بار انسان های غار نشین از این دو رنگ برای تزیین گور مردگان خود استفاده می كردند و بعد ها اخلافشان آن ها را جهت آراستن آثار هنری خویش به كار بردند.

در ضمن این مطالب چكیده ای از كتاب اصول و مبانی رنگ شناسی در معماری و شهرسازی است كه بر اساس مباحث رنگ ایتن می باشد. منتظر ادامه ی بحث باشید.

سخنرانی علمی زلزله

 با موضوع گزارش مقدماتی گروه شناسایی مناطق زلزله زده و برآورد نیاز لرزه ای در طراحی بر اساس عملكرد ساختمان ها  . . .
ادامه نوشته

نقدی بر البوم شوق دوست

 
اگر نقد تحت شرایط لازم برای هر داوری از آدمی صورت می پذیرفت، آن گاه می توانست به هنر بدل شود

از نامه كلود دبوسی به ادگار وارز

 

نقد سعی و مجاهده ایست عاری از شائبه ی اغراض و منافع تا بهترین چیزی كه در دنیا دانسته شده است و یا به اندیشه انسان درگنجیده است شناخته گردد و شناسانده  آید. [زرین كوب ۱۳۸۲: ۵] به علاوه نقد ادبی _ هنری، حاوی بار آموزشی است، چه برای دیگر فعالان عرصه ادب و هنر و چه برای مخاطبین. [زرین كوب: همان] مقاله حاضر، نقدی است پوزیتیویستی (فلسفه ابژه انگارانه و تحصلی) برتازه ترین اثر همایون شجریان، با نام شوق دوست. نگارنده در تحلیل تحصلی این اثر، نكات ذیل را خاطر نشان می گردد:
- گونه شناسی اثر: روند كلی آثار ارائه شده در شوق دوست، بر مبنای روند و منطق موسیقی دستگاهی است. كارگان اجرایی اثر نیز برگرفته از كارگان (رپرتوار) ردیف می باشد. لذا اثر در حوزه موسیقی دستگاهی بررسی می شود.

ادامه نوشته

نخستین كنفرانس جهانی گردشگری و صنایع دستی


كارشناسان، دانشجویان و علاقمندان محترم می توانند با مراجعه به سایت : http://www.ficth.com/FA/page.aspx?pageid=register حداكثر تا تاریخ 1385/2/10 با تكمیل فرم ثبت نام برای شركت در كنفرانس مذكور اعلام آمادگی نمایند.

Richard Meier - ریچارد می یر

 
Richard Meier

ریچارد می یر

richard-meier - معمار - آرشيران

ریچارد می یر بخاطر معماری و طرحهایش در تمام جهان شناخته شده و قابل احترام است.کمیسیونهای ارشد در ایالات متحده و اروپا شامل: کاخ دادگستری، تالارهای شهر، موزه ها، headquarterهای یکی شده، خانه سازی و اقامتگاههای شخصی را دریافت نموده. در میان اکثر پروژه های مشهورش، Getty Center در لس آنجلس، High Museum of Art در آتلانتا، جورجیا؛ موزه هنرهای تزئینی فرانکفورت آلمان، Canal + Television Headquarters در پاریس و موزۀ هنرهای معاصر بارسلونا در اسپانیا به چشم می خورند.
ریچارد می یر برترین افتخارات موجود در معماری را دریافت کرده است:
-در 1989 موسسۀ سلطنتی معماران بریتانیا مدال طلای سلطنتی را به او تقدیم کرد
- در1992 دولت فرانسه امتیاز ویژۀ Officier de l'Ordre des Arts et des Lettres را به او اعطا کرد.
- Deutscher Architekture Preis را در 1993دریافت کرد .
- در 1995 فرد منتخب آکادمی علوم و هنر آمریکا می شود.
- در 1997 مدال طلای AIA را در تشخیص موفقیتی ابدی در هنرها از موسسۀ معماری آمریکا به خوبی Praemium Imperiale از دولت ژاپنی دریافت کرد.
- در سال 1984 جایزۀ Pritzker را بخاطر بالاترین امتیاز در زمینۀ تفکر صحیح در معماری دریافت کرد؛ او جوانترین دریافت کنندۀ این جایزه در تاریخ Pritzker Prize بود. در همان سال می یر از نظر هیئت داوران برای طراحی 1 میلیارد دلاری Getty Center در لس آنجلس- کالیفرنیا، معمار منتخب شناخته شد.
او مقالات متعددی در سراسر جهان ارائه داده است و در موارد بیشماری از اعضای هیئت داوران مسابقات مختلف بوده است. کتابهای زیادی تالیف نموده و موضوع بسیاری از کتابها، ویژه نامه ها، روزنامه ها و مقالات بیشماری در مجلات بوده است.
علاوه بر عضویت در هیئت مدیرۀ Cooper Hewitt National Design Museum و American Academy در رم همچنین عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا، آکادمی معماری بلژیک و فرانسه، Bund Deutscher Architekten و آکادمی هنر و ادبیات آمریکا نیز می باشد؛ به واسطۀ اینکه جایزۀ Brunner در معماری را در 1976 دریافت کرد.
می یر از سال 1956 در Cooper Union، دانشگاه Princeton، موسسۀ Pratt، دانشگاه هاروارد، دانشگاه Yale و UCLA آموزش دیده است. او کلاس Frank T. Rhodes (استاد دانشگاه در دانشگاه Cornell (را بدست می گیرد.

ادامه نوشته

Norman Foster - نورمن فوستر

Norman Foster

نورمن فوستر

Norman Foster  -  معمار


نورمن فوستر معمار عالیقدر بریتانیایی و یكی از بنیانگذاران و ادامه دهندگان نهضت های‌تك در معماری است. از جمله كارهای ارزشمند او می‌توان به برج هنگ كنگ و شانگهای، مجلس رایشتاك در آلمان و پل هزاره در لندن اشاره نمود.
این معمار بریتانیایی در اول ژوئن 1935 به دنیا آمد؛ در ابتدا به دانشكده نیروی هوایی سلطنتی رفت و در آنجا به كار پرداخت. در سال 1961 از دانشكده منچستر لیسانس معماری و طراحی شهری گرفت و پس از دریافت بورسیه از دانشگاه ییل به همراه ریچارد راجرز یك دیگر از دانشجویان بورسیه به آمریكا رفت و زیر نظر سرژ چرمایف به كار پرداخت. او در سال 1963 درجه فوق لیسانس خود در معماری را از دانشگاه ییل دریافت نمود. پس از آن به انگلستان بازگشت و پس از مشاركت كوتاهی با ریچارد راجرز، دفتر معماری فوستر و همكاران را بنیان نهاد.

ادامه نوشته

Chahar Shanbeh Soori: The Bonfire

Chahar Shanbeh Soori: The Bonfire

 

The Nowrouz holiday season includes several symbolic and meaningful celebrations and rituals begining with the last Wednesday of the year, called the Chahar Shanbeh Soori (translation yields "Wednesday Fire").

On Tuesday evening (the night before the last Wednesday) every family celebrates the Chahar Shanbeh Soori. At the center of this traditional celebration is giving thanks for the fortune of having made it through another healthy year and to exchange any remaining paleness and evil with the life and warmth of the fire. Chahar Shanbeh Soori is deeply rooted in Iranians' Zoroastrian past (Persian people's dominant religion prior to Islam). The part of this night especially popular with the youngsters is the bonfire. Every family gathers several piles of wood or brush to be lit shortly after the sunset.

All family members line up and take turns jumping safely along (and over) the burning piles, singing to the fire:

"Sorkheeyeh toe az man; zardeeyeh man az toe."

This translates to:

"Your redness (health) is mine; my paleness (pain) is yours."

Although a recent addition and generally against the law in the urban areas, the sights and sounds of fireworks are very common to this night.

In order to make wishes come true, it is customary to prepare special foods and distribute them on this night. Noodle Soup a filled Persian delight, and mixture of seven dried nuts and fruits, pistachios, roasted chic peas, almond, hazelnuts, figs, apricots, and raisins

afra_fantastic_afra@yahoo.com

!Happy Ancient Nowrouz

!Happy Ancient Nowrouz

( Georgia, Tajikistan, Uzbekistan, Kazakhstan, Kyrgyzstan, Pakistan, and Iranis locations of India ) that they call it Nowrouz

 

By beginning of every iranian solar year in rebirth of nature ( beginning of spring ) there is festival in the countries that was in Persia Empire Territory ( Iran, Afghanistan, Turkey, Syria, Iraq, Azerbaijan, Armenia, Georgia, Tajikistan, Uzbekistan, Kazakhstan, Kyrgyzstan, Pakistan, and Iranis locations of India ) that they call it Nowrouz, Also iranians in Canada ( Vancouver, Ottawa, Toronto ), United states ( California, Maryland ), United arab emirates ( Dubai ) & ... have themselves celebration every year ( If you are living in these areas you may view their celebrations for noerouz 85 ). Please view above of the page for the norooz time.

It means " New Day " in English, " No " -> New + " Rooz " -> Day.
Noruz ceremonies that has been celebrated more than 3000 years becomes from Zoroastrian beliefs ( Persia 's Ancient Religion ), Norooz was officially acknowledged and named "Norooz" by Persian emperor, Shahanshah Jamshid, from Achaemenid Dynasty (500 BC). Achaemenied created the first major empire in the region and built Perspolise complex (Takhte Jamshid) in the region of Pars (Shiraz). It usually happens on March 21st every year, Also it is possible that it occurs on March 20th, or 22nd ( 1st of Farvardin in persian calendar) because it occurs when the length of night and day are equal (Vernal equinox). in some areas people are calling Nowrouz as Norouz, Noruz, Novruz, Navroz, Noerouz, depends on their idioms. The festivity continues for 12 days, and on the 13th morning, the mass picnic to countryside begins. It is called sizdeh-be-dar. Almost all the inhabitants of villages and cities gone to enjoy the day in woods and mountains or along stream and riversides.

 

Nowrouz Persian New Year's Day

These days we are anticipating the Persian New Year's Day (March 21st--the first day of the Spring). We call it Nowrouz, meaning the New Day. It is a national feast, dating back to no less than 2500 years. It is not related to Islam, the prevailing religion here.

At every home people arrange on a table seven small dishes of nature's symbols, like fruits, wheat sprouts, and a bowl of water in which a gold fish swims. Together with A mirror and several painted eggs (similar to the Easter eggs) the arrangments form what is called Haft-Sin, which means Seven /S/'s, this because name of these seven dishes begins with / S/ in Persian. Appearance of Haft-Sin table at homes sets the mood for the New Year's Day--like what Christmas tree does in other parts of the world.

 

afra_fantastic_afra@yahoo.com

Luigi Colani - لوئيجي كُلاني

 
Luigi Colani

لوئيجي كُلاني

Luigi Colani  -  معمار

لوئيجي كلاني متولد 1928 در شهر برلين، فرزند يك طراح صحنه فيلم و دانش‌آموخته آكادمي هنر در شهر برلين و آئرو ديناميك در دانشگاه سوربون پاريس است. او پس از تحصيلات خود در سوربون به كاليفرنيا رفت و در انجا به تحقيق درباره آئروديناميك سرعت و مواد پلاستيك پرداخت.
يك مجسمه ساز، نقاش، معمار، طراح شهري و يك طراح صنعتي خود آموخته. البته نام او در دنياي معماري چندان شناخته شده نيست. اما در جهان او را با فلسفه برآمده از آئروديناميك و جمله معروف او : « در طبيعت خط صاف وجود ندارد» مي‌شناسند.
او از سال 1952 دفتر طراحي كلاني را در اروپا بنيان نهاد و در سالهاي متمادي با كمپاني‌هايي همچون لانچيا ، بي‌ام.و و سوني، ياماها و ... بسياري از كمپاني‌هاي معروف ديگر كار كرده‌است. او از سال 1991 بعنوان ارائه دهنده ايده‌هاي الهام بخش به سازمان فضايي آمريكا "ناسا" فعاليت مي‌كند.

ادامه نوشته

نامه استاد شجریان به دکتر لاریجانی

مرغ سحر ناله سر كن . . .
ما سرخوشان مست دل از داده ایم . . .
سمن بويان . . .
هماي اوج سعادت . . .
صبح است ساقيا . . .
شب سکوت کویر . . .
خلوت گزیده را . . .


حافظ، مولانا، سعدي، عطار و ديگر شكر شكن ها. به احتمال زياد اين اشعار برايتان آشنا هستند. به راستي كه آهنگ شان چقدر زيباست. شما بهتر از من می دانید كه معماری تلفیقی است از هنر ها و فنون مختلف. در این میان مهمترین نقش را هنر موسیقی بازی میكند. موسیقی هنری است كه خداوند در آفرینش انسان از آن استفاده كرده است. حتی در قرآن نیز آهنگ وجود دارد. تمامی صداها از نت تشكیل می شوند. مثل ساختمانی كه از روی هم چیدن آجر ( نت در موسیقی ) و قرار دادن ملات بین آن به وجود می آید. حال ما می توانیم با این آجر ها طویله ای برای زندگی بسازیم شبیه به چیزهایی كه در چند سال اخیر فرم غالب منازل ایران را تشكیل می دهند ( موسیقی خال طوری )، و یا خانه ای كه بهشت را در ذهنمان تداعی كند ( موسیقی ایرانی )، همچون بنایی با معماری ایرانی. موسیقی ایرانی نیز چنین حالتی دارد. مقصود این نیست كه تا محدوده ای كه گذشتگان ما ( چه در معماری، چه در موسیقی و در دیگر هنرها ) پیش رفته اند، حركت كنیم، بل هنر انتهایی ندارد و آن هم هنر ایرانی. حال نامه ای كه استاد عزیز جناب آقای محمد رضا شجریان خطاب به آقای لاریجانی نگاشته اند می خوانیم. نیز از دوست گرامی ام، آقای حبیبی ناصر، برای تهیه ی این نامه قدر دانی می كنم.

 


نامه استاد محمد رضا شجریان به دکترعلی اردشیر لاریجانی در زمان ریاست صدا و سیما

جناب آقای دکتر لاریجانی، شما به خوبی می دانید که موسیقی ایرانی چه فراز و نشیب پردردی را از سر گذرانده است و از پس چه بی شمار حوادث و درشتی های روزگار تا بدین مایه در دستان ماست .هم اکنون میراث دار هنری هستیم که به خون دل و عشق بی پایان هنرمندان آن به دست ما رسیده است. هنرمندانی که درشتی ها را تحمل کردند، خواریها کشیدند تا امروز گنجینه ای از نواها ونغمه ها یی را داشته باشیم که بخشی از هویت ما را تشکیل می دهد. با وجود سختی روزگار، مردم ما موسیقی خود را دوست داشتند و آن را پاسداری می کردند. پیشینیان ما، هنرمند را ارج می گذاشتند و به مهر کارشان را قدر می نهادند و آن را گرامی می داشتند .سرگذشت موسیقی ایران، سرگذشت غریبی هنرمندان این دیار است. در روزگاران گذشته، جفاکارانی که از ذوق و سلیقه و مهر بهره ی اندکی برده بودند، تاب موسیقی نمی آوردند و کردارشان آزار هنرمند و ستیز با هنر بود. هنر و هنرمندان ایمن نبودند تا آن روز که سازمان رادیو و تلویزیون ملی در ایران تاسیس شد و به کانون اصلی این جفاکاری تبدیل شد .جناب آقای دکتر لاریجانی، روزی که در سال هزارو سیصد و پنجاه و پنج در اعتراض به آشفته بازار موسیقی و ابتذال حاکم بر موسیقی رادیو و تلویزیون، از این دستگاه کناره گرفتم، رئیس وقت سازمان قول هرگونه حمایت از هنر اصیل را داد و از من خواست که همچنان در این سازمان باقی بمانم اما من که می دانستم سرشت این دستگاه با اصالت سازگار نیست، به وی گفتم که این دستگاه از روز نخست، با هدف ویرانی و نابودی هنر اصیل این سرزمین پا به عرصه ی وجود گذاشته است .جناب آقای دکتر لاریجانی، تجربه ی سالهای بعد سبب شده است تامن هنوز هم بر رای خود مبنی بر کناره گیری خود از سازمان پابرجا بمانم. از همین روی، از آن روز تا سال هزاروسیصدوهفتاد و دو از حضور در این رسانه پرهیز داشتم تا آنکه پس از هفده سال به درخواست مکرر جنابعالی دوباره در تلویزیون حضور یافتم.
جناب آقای دکتر لاریجانی، شما هم حتما به یاد می آورید که چه امیدهایی در مورد سیاستهای جدید موسیقی و حمایت از شرافت و اصالت داده شد. من به عنوان عاشق موسیقی این سرزمین، تمایل داشتم در این خوش بینی با مسئولان وقت شریک باشم. اما تجربه ی طولانی در رادیو و تلویزیون، مرا از این خوش بینی باز می داشت .اکنون سه سال بعد از آن ماجرا، امیدوارم محک تجربه، صدق آن رای را بر شما هم اثبات کرده باشد. سر آن ندارم که از وضعیت موسیقی در این رسانه سخن بگویم که سخن فراوان است و متاسفانه تکرار دیگر گونه ای از همان سرگذشت اندوهبار موسیقی است که به آن اشاره کردم. صدا و سیما در حال حاضر تسلیم گرایشهای سطحی در موسیقی شده است و ما شاهد تقلید ناشیانه و ابتدایی از خوانندگانی هستیم که از این رسانه کنار گذاشته شده اند. در حال حاضر، از این رسانه انواعی از موسیقی پخش می شود که فاقد کمترین ارزش هنری است .درک و شعور موسیقی در این دستگاه عریض و طویل گاه تا بدان مایه نازل و اندک میشود که مبتذل ترین قطعات موسیقی را که ما نام موسیقی خال طوری ( موسیقی کافه های لاله زاری )، بر آن می گذاریم، به عنوان آرم برنامه پخش می کنند .حتما شما هم در تجربه ی چند ساله ی خود در صدا و سیما، دریافته اید که آرم برنامه، پرچم و نشانه ی اصلی برنامه است و همیشه تلاش می شود تا زیباترین نوا برای آن انتخاب شود، شگفتم از این همه بد سلیقگی وبی ذوقی و اندک مایگی در درک موسیقی، آن هم در مهمترین دستگاه فرهنگی کشور .کاستی های سیاست موسیقی صدا و سیما محدود به پخش برخی آثار بی ارزش و تکرارهای تقلیدی نمی شود .مهمترین نکته در سیاست صدا و سیما، نادیده گرفتن حقوق هنرمندان از سوی این رسانه است .جناب آقای دکتر لاریجانی، در صدا و سیما به خود حق می دهند، به هر نحو که خواستند رفتار کنند .آثار هنری را بدون اجازه پخش می کنند، بدون اجازه و به سلیقه ی خود سانسور می کنند و ساده ترین و بدیهی ترین اصل یعنی رعایت حقوق هنرمند را زیر پا می گذارند. صدا و سیما به خود حق هرگونه تملک و دست اندازی در آثار هنری را داده است. اگر روزگاری فریاد ما از دست تولید کنندگان غیر مجاز نوار بالا بود، امروز صدا و سیما خودغیر مجازترین کار را در عرضه ی آثار هنری انجام می دهد. سازمان صدا و سیما موظف است برای پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادی آنان را هم برای هر نوبت پخش آثارشان رعایت کند.
این روال جاری رادیو و تلویزیون در همه ی کشورهای متمدن جهان است. از این گذشته من نمیدانم صدا و سیما به چه حقی و بر اساس کدام مجوز روی آثار من تصویر می گذارد و آن را به نام ویدیو کلیپ پخش می کند؟ فرض کنید قانون رعایت حقوق مولفان ومصنفان وجود ندارد، و باز هم فرض کنید اگر وجود دارد، کسی به هر دلیلی مایل نیست از طریق دستگاه قضایی، احقاق حق کند. آیا شما شرعا این مشکل را برای خود حل کرده اید ؟ چگونه است که بدیهی ترین حقوق مالکیت حقوقی که مورد تاکید قوانین جاری کشور است زیر پا گذاشته می شود؟ در تحیرم که نادیده گرفتن حقوق هنرمند از سوی مهمترین و وسیع ترین رسانه ی کشور نشانه ی چیست ؟ مردم چه می گویند وقتی می بینند از صبح تا شام، این رسانه پیامهای اخلاقی در رعایت حقوق دیگران پخش می کند، اما خود به آن عمل نمی کند ؟جناب آقای دکتر لاریجانی، من بارها ناخوشنودی خود را از کار صدا وسیما اعلام کرده ام. من تنها به دنبال حقوق خود نیستم، هرچند اگر به دنبال این هم بودم، باز خرده ای بر من وارد نبود .من فقط قصد دارم یک نکته را به این دستگاه عریض و طویل یادآوری کنم و آن رعایت حقوق دیگران است. صدا و سیما باید بیاموزد که حقوق آثار هنری و حتی بسیار گسترده تر از آن هر اثر فرهنگی متعلق به پدید آورندگان آن است و ملک طلق این دستگاه عظیم نیست.
ای کاش دست اندازی به اثر هنری و بی اعتنایی به حقوق هنرمندان به همین ختم می شد. سالها پیش، به هنگام جنگ عراق علیه ایران، در دفاع از سرزمین مادری تصنیفی به نام " میهن ای میهن " اجرا کردم، این تصنیف ستایش سرزمین مادری و مهرورزی بدان بود. بگذریم که آن تصنیف، مدتها اجازه ی پخش نداشت. اما اکنون هم که اجازه ی پخش یافته است، بخشی از آن حذف شده است. از شما می پرسم آیا عشق به سرزمین و میهن گناه نابخشودنی است که باید حذف شود؟ اگر شما تصنیفی را نمی پسندید، چرا آن را پخش می کنید و چرا آن را مطابق سلیقه خودتان مثله می کنید؟

به صراحت اعلام میکنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی اعتنا به حقوق هنرمندان است .قاطعانه از جنابعالی می خواهم که دستور دهید هیچ اثری از من مطلقا از رادیو و تلویزیون پخش نشود. چون در ماه مبارک رمضان هستیم، تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده ام، پخش "مناجات" و " ربنا " را اجازه می دهم.
امیدوارم با این اقدام، سنت حمایت از حقوق هنرمندان را در این دستگاه پایه گذاری کنید. حمایت از اصالت و شرافت هنر، بدون رعایت حقوق هنرمند ممکن نیست .


بله. این است سزای جفاكاری به هنرمندان. آنان همچون گوهرانی هستند كه پادشاهان از زیبایی آنان استفاده می كنند و سپس می گویند این ماییم كه صاحب گوهرانیم.
آنها حتی به حقوق مسلم گوهر توجهی ندارند، چون خود هیچ بویی از ذوق و هنر نبرده اند و حتی توانایی تشخیص آلات را هم ندارند. بی گناه خلقی كه در انتظارند هنرمندشان لب بگشاید و از آن در بریزد. چه زیادند افرادی كه تا به حال نام استاد شجریان به گوششان نرسیده، گناه كار كیست؟
در این میان بس زیادند استعداد هایی كه در نطفه كشته می شوند و هرگز به عرصه ی ظهور نمی رسند، و البته اگر برسند فقط موجبات آزار خویش از سوی دیگران را فراهم می آورند. بدیهی است كه سنگ بی ارزش نمی تواند حضور گوهری را تحمل كند. باشد كه خداوند بلند مرتبه ره بگشاید.

سرافراز باد ایرانی، هنر و هنرمند ایرانی

Peter Eisenman - پيتر آيزنمن

 
Peter Eisenman

(پيتر آيزنمن)


يكي ديگر از اعضاي گروه New York five كه روي ايده هاي قرن بيستم كار كردند و پايه شكل گيري نطريات عمومي اش در معماري از همان جريان مشاركتش در نمايشگاه "معماري ديكانستراكتيو" در 1988 در موزه هنر مدرن نشأت مي گرفت.
آيزنمن تحصيلات خود را در دانشگاه, (Cornell (lthaca) (Columbia) (New York و Cambridge انگلستان به پايان رساند.
58 - 1957 فعاليت در گروهي كه گروپيوس پايه ريزي كرده بود (The Architects Collaborative (TAC:
1967: پايه ريزي the Institute for Architecture and Urban Studies كه تا سال 1982 مديريت مؤسسه را بر عهده داشت.

ادامه نوشته

مركز مالی جهانی شانگهای

مركز مالی جهانی شانگهای



مركز مالی جهانی شانگهای (The Shanghai World Financial Center) كه به اختصار Shanghai WFC یا SWFC نامیده می‌شود، یكی از پروژه‌های بلندپروازانه چینی‌ها در راستای دست‌یابی به توسعه اقتصادی است كه در آینده‌ای نه چندان دور یكی از بلندترین آسمان‌خراش‌های جهان خواهد بود. این مركز در منطقه تجاری و اقتصادی Lujiazui، در مركز ناحیه جدید Pudong شانگهای، واقع است. گفتنی است توسعه ناحیه جدید Pudong شانگهای بخشی از برنامه درازمدت دولت چین برای توسعه و عمران شهری سریع و در مقیاس بزرگ محسوب می‌شود.
عملیات ساختمانی مركز مالی جهانی شانگهای در آگوست سال 1997 شروع شد، اما از اكتبر سال 1998، اجرای پروژه بخاطر بحران اقتصادی آسیا و ركود ناشی از آن، به حال تعلیق درآمد، تا اینكه پروژه در سال 2003 دوباره به جریان افتاد و پس از اعمال تغییرات و اصلاحاتی در طرح اولیه، جهت تطابق طرح با آخرین نیازمندی‌های تكنولوژیكی و كاركردی شركت‌های مالی فعال در بازارهای آسیا، عملیات ساختمانی مركز از نوامبر سال 2005 مجدداً آغاز گردید. ساختمان بلند، باریك و گوه ‌شكل این مركز كه در 101 طبقه توسط شركت (KPF) Kohn Pederson Fox Association، مستقر در نیویورك، طراحی شده است و ارتفاع نهایی آن 492 متر خواهد بود، با سرعتی بسیار بالا (هر طبقه در 5/4 روز) و هزینه‌ای بالغ بر 1/1 بیلیون دلار ساخته خواهد شد و بر اساس پیش‌بینی‌های اولیه، عملیات اجرایی آن در سال 2008 به پایان خواهد رسید.

ادامه نوشته

ملایر چگونه ملایر شد

مَلایـِر یکی از شهرهای غرب ایران است.

ملایر در بخش مرکزی شهرستان ملایر استان همدان قرار گرفته است.

زبانشناسان نام ملایر را به معنی «آشیانه عقاب» دانسته‌اند. جمعی از زبان شناسان ملایر را این گونه نیز توصیف کرده اند: " مل + آیر " مل به معنی سرزمین آیر به معنی آریایی سرزمین آریایی ها و نیز ملاير در زمان قديم به نام "مال آگر"به معناي خانه آتش ناميده ميشد. به جهت وجود آتشكده معروف دوره مادها كه اكنون در تپه قديمي "نوشيجان" واقع است و گزارشی کامل از آن را که تهیه کرده ام حتماْ در اختیار علاقمندان قرار می دهم.

 


مناطق تفریحی
پارک سیفیه (سیف الدوله) - دریاچه کوثر (دریاچه ی مصنوعی) - کوه گرمه - دامنه ی کوه سرده - جوزان - پیر ویلان


 سوغات ملایر
قالی - کشمش - شیره انگور - گردو - باسلق - سجوق - سبزه - مویز - عسل - کلوچه و در قدیم= پسته و مشروبات٬ به خصوص شراب انگور

كاخ اختصاصي کوروش

 در 230 متري شمال غربي« كاخ بارعام » و شمال شرقي« بوستان پاسارگاد » بقاياي كاخی واقع است كه مختصات يك بناي مسكوني را دارد و از اين روي به « كاخ نشيمن » يا « كاخ اختصاصي» شهرت يافته است. استروناخ اين کاخ را کاخP می نامد .تا آغاز سده بيستم چون تنها يك جرز سنگي از اين كاخ بيرون از خاك بود،آن را « كاخ جرزدار » مي ناميدند. طرح اين كاخ مستطيلي به طول 76 متر و عرض 42 متر ميباشد با تالاري 30 ستوني (6*5رديفي) با يك ايوان داراز 40 ستوني (20*2رديفي) در شرق و ايواني ستوني (12*2) درغرب بوده است. هرايوان دو اتاقي جانبي هم داشته است. دو درگاه بزرگ تالار را به ايوان متصل كردند كه در مركز قرار نگرفته و از سمت شمال واقع شده اند.

كف بندي در اين كاخ قابل توجه است مي توانيم مرمت هاي دوره هخامنشي را ببينيم به طوري كه هرجا رگه اي در سنگ بوده تعمير كرده اند و وصله هاي هخامنشي تا كنون باقي مانده اند. زير ستون ها همه مكعبي دوپله اي هستند. امر غريبي كه در مورد اين ستون ها مي توان اشاره کرد اين است كه همه آنها فقط تا ارتفاع حدود 190 سانتي متر (از روي شالي) باقي مانده اند و هيچ اثري از قلمه بالايي ستون و يا سرستون يافت نشده است. از سوي ديگر،مشخصات معماري مخصوصاً ارتفاع جرز سنگي موجود(درگوشه جنوب شرقي ايوان شرقي) نشان مي دهد كه هر يك از ستون ها احتمالاً 10 متر ارتفاع داشته است. با توجه به مقداري قطعات گچي قوس دار و مزين به رنگ هاي مختلف كه در درون خاك هاي انباشته شده در تالار يافته اند،اين احتمال وجود دارد كه در طرح اصلي بناي اين تالار فقط بخش زيرين ستون ها را از سنگ ساخته بودند و بقيه آنها را از چوب ساخته و رويشان را با گچبري مزين آراسته اند. اين گچ اندود، رنگ هاي بسيار درخشان آبي لاجوردي، زرد (زرين)، سرخ و سفيد، سبز مسي و فيروزه اي داشته است و يقيناً روشني و زيبايي خاصي به تالار مي بخشيده.

هريك از درگاه هاي اصلي را از يك تخته سنگ سياه خوب تراشيده درآورده و به نقوش برجسته مزين كرده بودند. كناره هاي درگاهها را همچون قابي براي نقوش برجسته به صورت مقعر نگه داشته اند. بر هر جرز،صحنه اي از «گذر شاه» نقش كرده بودند كه شاه را درلباس پارسي و چكمه هاي بي بند پارسي جلوه گر مي ساخت در حالي كه عصا در دست،پيشاپيش مستخدمي از تالار خارج مي شد. بر روي چين هاي لباس شاه كتيبه اي به خط ميخي و به سه زبان عيلامي،بابلي و فارسي باستان كنده شده كه شخص تاجدار را به عنوان « كوروش،شاه بزرگ،يك هخامنشي » معرفي مي كرد. پيداشدن قطعه اي از يك كتيبه محصور در خطوط موازي،نشان مي دهد كه احتمالاً سه زباني بالاي جرز، برفراز نقش شاه و مستخدمش هم كنده شده بوده. جزئيات تزييني اين نقوش،قاب دور آنها،آثار استعمال ابزارهاي سنگ تراشي و صيقل زني و استعمال زر و زيور آلاتي كه در سنگ نشانده اند،همه بيانگر مشخصات هنر دوره داريوش بزرگ، به ويژه حدود 510 ق.م است و به همين جهت مي توان تعيين كرد كه اين نقش بنا به فرمان داريوش بر درگاه ها حكاكي شده است. اگر چه طرح كاخ ، نوع سنگ فرش ، انواع جرزها ، ستون ها و ايوانها همه از زمان كوروش وجود داشته است.

تنها جرز جنوب غربي تالار بر پاي مانده است كه مانند جرز كاخ بارعام داراي كتيبه اي سه زباني در چهار سطر به خط ميخي همه در بردارنده معناي«من،كوروش،شاه هخامنشي» هستند.

لوئی کان

لوئی کان در روسیه متولد شد.در سال 1905 با خانواده اش به آمریکا مهاجرت می کند.در پنسیلوانیا تحت مکتب بوزار تحصیل می کند و بین سالهای 57-1947 در دانشگاه ییل تدریس می کند.از سال 1950 تا 1951 به روم می رود و روی معماری روم تحقیق می کند و از سال 61-1957 شروع به تدریس در دانشگاه پنسیلوانیا می کند.
زمان اجرای اولین ساختمان های کان به سال 1925 بر میگردد ولی تا اواسط دهه 50 با اجرای چند اثر توجه آمریکا و جهان را به خود جلب می کند.
در آثار کان تجربیات معماری مدرن،الهامات کلاسیسم یونان و معماری قرون وسطی،معماری اسلامی و حتی آکادمیسم قرن 19 اروپا را می توان دید.در کل می توان گفت او در اکثریت کارها تحت تاثیر مکتب بوزار بود و از همین روست که در کارهای او یک نوع نگرشی به تاریخ است و به خاطر همین او را به پست مدرنهای تاریخ گرا نزدیک حس می کنیم.تعدادی از کارهای او در حد پروژه باقی مانده است،پروژه ها در بالاترین حد و با پیچیدگی تمام طراحی شده اند ولی در زمان اجرا ،فرم ها با انتخاب مصالح مناسب و غالبا سنتی ساده می شوند.
کان بر خلاف استادان بر جسته پیش از خود ته در پی توضیح است و نه اثبات نوشته ها ،و گفتارش با ابهام همراه است.
در کارهای لوئی کان کاربرد دقیق مصالح و بیان قواعد استفاده از مصالح و تنوع استفاده کردن از مصالح را مشاهده می کنیم.

زلزله

دیروز (1385/01/10) : اولین زمین لرزه حدود ساعت 19 در شهر ملایر و شهرهای مجاور آن (بنا بر اخبار) روی داد. من، آقای جعفری و میهمان عزیزم آقای حبیبی ناصر که از همدان امده بودند بیرون مشغول گردش و تفریح در تفرج گاه سیفیه بودیم. این ها پیش لرزه هایی بودند که می خواستند ما را از بزرگی زلزه آگاه سازند. به همراه میهمان گرامی ام آقای حبیبی ناصر به خانه برگشتیم.


امروز (1384/01/11) : سحرگاه، درست زمان اذان صبح اتفاقی عظیم روی داد. با یکدیگر از خواب پریدیم و به ایوان منزل رفتیم. کلاغ ها هیاهویی به را انداخته بودند. حتی صدای پرندگان خوش صدا که آواز می خواندند به گوش می رسید!

در ضمن حدود ساعت ۱۵:۲۰ امروز هم پس لرزه ای دیگر احساس شد. خوشبختانه در ملایر خصارت جانی گزارش نشد. کانون زمین لرزه شهرهای درود و بروجرد اعلام شدند.


آزمونی دیگر برای بناهایی که ما ساخته ایم، در جواب آن هیچ گونه اشتباهی نمی شد. زمین مانند گهواره تکان می خورد. صدایی که بگوش می رسید وحشتی گنگ به دل می انداخت. این فاجعه در شهر های اطراف بسیار پر رنگ تر بود، این موضوع از میزان تخریب و مصدومان قابل تشخیص است. باز هم روستاها بیشترین قربانیان خود را تقدیم کردند. آیا قربانی شدن توسط زلزله راحت است؟

نمی توان به سادگی از این موضوع گذشت. اگر پس از زلزله های پیشین که فجیع ترین آن ها در چند سال اخیر زلزله ی رودبار و پس از آن فاجعه ی سهمگین زلزله ی بم بود، صاحبان این ساختمان ها به فکر مستحکم سازی بنای خود می افتادند، شمار تلفات و خصارت های جانی افراد بسیار کمتر بود. متاسفانه وقتی که قوانین باید رعایت شوند، کسی به این موضوع که " قوانین برای بهتر زندگی کردن است " توجهی ندارد. یک ساختمان ساز ( بساز و .... ) سعی در هر چه بیشتر شکستن قوانین دارد، برای برخی هم این قوانین خنده دار به نظر می آیند. مثلا ً از دیدگاه ایشان IPE18 با IPE14 کاملاً فشار یکسانی را در مقابل بار ها تحمل میکنند و این موضوع را اکثر افراد ذکر شده می دانند! و یا عیار بتن ها با یکدیگر هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، بلکه بتن را می توان با عیار پایین و مقاومت بالا به دست این عزیزان تهیه کرد. این ها قوانینی هستند که برای سود بیشتر باید آن ها را رعایت کرد. پس از گذشت چندین سال از وضع قوانین در کشورمان ایران، هنوز برخی افراد که تعداد ایشان نیز کم نیست با زیر پای گذاشتن آن ها جان افراد بی گناهی را به خطر می اندازند که از هیچ چیز خبر ندارند. آنها منزلی جدید را با پرداخت بهایی غیر منصفانه تهیه می کنند، طریقه ی بدست آوردن این پول از بحث ما خارج است، میتوانید مثال آن را در اطرافیانتان ببینید. بزرگترین مشکلی که در این زمینه با آن برخورد می کنیم سلطه ی رابطه ( یا مساعدت مالی! ) بر قانون و ضابطه است. چیزی که همه آن را می دانند، اما کسی با آن مخالفت نمی کند، چرا که ممکن است او نیز دستان آلوده ای داشته باشد. نمی خواهم پس از این حادثه ی طبیعی که از روز اول آفرینش همراه انسان بوده تقصیر ها را بر گردن قشر خاصی از جامعه بیندازم. اما شما هم می دانید که اگر زلزله بیاید، با کسی دشمنی ندارد و این کوتاهی از ما است. باید با زلزله دوست بود. زیرا که او از طرف خداوند مامور است به بندگان هشدار مرگ دهد، بگوید قیامت هم وجود دارد، اما قصد او کشتن موجودات و تخریب نیست. از نظر زمین شناسی هم تعریف ساده ی آن جابه جایی لایه های زمین است در جهات مختلف. هم اینک که این متن را مینویسم زمین لرزه ی کوچک دیگری هم آمده است، پیش لرزه است یا پس لرزه نمی دانم. نگران جان خود نیستم، نگران جان همه ام. به راستی که چه وقت قوانین درست اجرا میشود؟

هنوز هم باید پس از چندین با تجربه ی تلخ در این مورد که برای هیچ کشوری ناشناخته نیست، نیروهای عمومی که جمعیت عمده ی آن را عوام تشکیل می دهند و آموزشی در این زمینه ندیده اند به میدان فرا خوانده شوند؟ گروه ویژه ی امداد زلزله (Earthquake Auxiliary)؟

انتقاد ها را بشنویم، اگر مغرضانه است آن را قبول نکنیم . . .

بیایید دست در دست یکدیگر بناهایی بسازیم همچون نیاکانمان، چون کسانی که عدالت ایشان بر همگان محرز است. آنها نه در حق خویش و نه دیگران، ظالم نبودند. ما نیز ظالم نباشیم، حداقل در حق دیگران. کمی به این موضوع فکر کنید. شما نیز در آینده یا حال می توانید با کارهای سازنده در محدوده ی تخصص خود وضعیت موجود را تغییر دهید.


افراد بشر همه آزاد به دنیا می آیند و در کرامت و حقوق با هم برابرند، همه از موهبت خرد و وجدان برخوردارند و باید با هم برادروار رفتار کنند. ماده ی یک منشور سازمان ملل متحد که معنی آن، همان ظالم نبودن است.

Neufert

قصد دارم از جامع ترین مرجع استاندارد های ساختمان سازی، نویفرت، تصاویری تهیه کنم و آن ها را در اختیار دوستان عزیز قرار دهم. باشد که مورد لطف و عنایت ایشان قرار گیرد. این کار تا حدی انجام گرفته است. تعداد زیادی از تصاویر اسکن شده اند و تنها مشکل نداشتن هاست می باشد که با یاری خداوند این مشکل نیز برطرف می شود و می توانم کمکی دیگر به هموطنان و معماران عزیز بکنم.
لازم به ذکر است اطلاعات به صورت طبقه بندی شده و با فرمت *.JPG به دوستان ارائه می شوند. این تصاویر حاوی اطلاعات پایه ای است که معماران، شهرسازان، مهندسین عمران و دیگر رشته های مرتبط با مهرازی باید از آنها در ساختمان سازی و علوم مهندسی مرتبط استفاده کنند. به زودی این مجموعه(نویفرت 2006) در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

نیاکان ما، داریوش کبیر

داریوش کبیر، شاهنشه ایران در 2526 سال قبل فرمودند : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم.
به راستی که او یک ایرانی بود. وی در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد. جالب است آگاه باشید اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد،تنها ساخت ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد، با این حساب اجرای بنای اصلی پرسه پلیس (پرسپلیس، پارسه) چقدر طول کشیده است؟

راندو معماری


این چند طرح راندو معماری برای عزیزانی که در این مورد سوال کرده بودند آماده شده.

تعدادی محدود که صرفاْ جهت آشنایی اولیه با راندو در معماری است. پیروز باشید. با تشکر از سرکار خانم نرگس بشیری دانشجوی طراحی صنعتی.


A R C H I R A N - RUNDO


A R C H I R A N - RUNDO2


A R C H I R A N - RUNDO3


A R C H I R A N - RUNDO


دوستان گرامی این موضوع را مستحضر هستید که راندو جایگزین فرانسوی واژه ی انگلیسی رندر(RENDER = RUNDO) است.

در ضمن قصد معرفی تنی چند از معماران مطرح دنیا را دارم که به یاری حق به این مهم نیز می پردازیم.

 





از بازديدكنندگان گرامي عذر خواهي مي كنم. مثل هميشه فايل ها توسط سرور پاك شده.


فهرست سبكهاي هنري به تفكيك تاريخ پيدايش

 

 

 

سبك هاي هنري

تاريخ تقريبي

هنر پالئوليتيك (هنر غارنشيني)

Paleolithic Art (Cave Art) *

32000 BC - 11000 BC

هنر مصر

Egyptian Art 

3200 BC - 30 BC

هنر بابلي - آشوري

Babylonian-Assyrian Art 

3200 BC - 500 BC

 

Aegean Art 

3000 BC - 1100 BC

هنر يوناني

--

--

هنر كلاسيك

هنر هلني

Greek Art 
Geometric Period 
Archaic Period *
Classic Period *
Hellenistic Period *

1100 BC - 150 BC
1100 BC - 700 BC
700 BC - 480 BC
480 BC - 330 BC
330 BC - 150 BC

 

Etruscan Art *

700 BC - 100 BC

 

Roman Art 

100 BC - 300 AD

 

Ancient Christian Art 

300 - 500

 

Byzantine Art *

450 - 1450

 

Celtic Art

450 - 1000

 

Merovingian Art

450 - 750

 

Islamic Art

650 - 1650 

 

Carolingian Art

770 - 850

 

Pre-Romanesque Art *

950 - 1000

 

Romanesque Art *

1000 - 1200

 

Gothic Art *

1150 - 1525

 

Renaissance Art *
Early Renaissance *
High Renaissance *
Mannerism *
Northern Renaissance *

1400 - 1600
1400 - 1500
1500 - 1525
1520 - 1600
1525 - 1630

 

Baroque Art *
Régence (Late Baroque.)

1600 - 1730 
1710 - 1730

 

Rococo *

1730 - 1770

 

Academic Art 

1600 - 1800 

 

Neo Classicism *
Directory 
Empire 
Biedermeyer 

1760 - 1850 
1795 - 1800 
1800 - 1850 
1820 - 1850

 

Japanese Ukiyo-e "Images from the Floating World", Edo Period *

1600s - 1867

 

Romanticism *

1810 - 1840

 

The Hudson River School 

America 1835 - 1870 

 

Pre-Raphaelite Brotherhood 

Britain, 1848 - late 19th century

 

Victorian Classicism 

Britain, mid to late 19th century

 

Arts and Crafts Movement 

Britain, late 19th century 

 

Realism *
The Barbizon School 
The Ashcan School 
The Camden Town Group 
The American Scene 
American Regionalism 
Social Realism 
The Canadian Group Of Seven * 
Socialist Realism 
Magic Realism
Contemporary Realism

1840 - 1870 
France, mid 19th Century 
New York City, 1908 - c.1913
London, 1911 - 1912 
America, 1931 - 1940 
America, 1930s
America, 1930s
Canada, 1920 - 1960s 
Soviet Union, 1930s
1943 - 1950s
America, emerged in the late 1960s / early 1970s

 

Historicism

1850 - 1920

 

Impressionism *
Neo-Impressionism (also known as Pointillism or Divisionism) *

1870 - 1905
France, 1880s

 

Golden Age of Illustration 

1880s - 1920s

 

Post-Impressionism *
Les Nabis
Fauvism 

1885 - 1900 
1891 - 1899
1898 - 1908

 

Symbolism *

1890 - 1910

 

Syntheticism 

1890 - 1900

 

Art Nouveau (Jugend) *

1890 - 1910 

 

Expressionism *
Die Brücke (The Bridge)
Der Blaue Reiter (The Blue Rider) 
De Stijl * 
Die Neue Sachlichkeit (The New Objectivism) 
Bauhaus *
Functionalism *
The Cobra Group 

Centered in Germany, c. 1905 - 1940s
Centered in Dresden, 1905 - 1913
Centered in Munich, 1911 - 1914 
The Netherlands 1917 - 1932
Germany 1918 - 1933
Germany 1919 - 1933
Denmark 1920 - 1940
Denmark, Holland, Belgium 1948 - 1951

 

Cubism 

1907 - 1914

 

Futurism 

1909 - 1918

 

Constructivism 

1913 - 

 

Suprematism *

1913 - 1920

 

Dada 

1915 - 1924 

 

Neo-Plasticism 

1917 - 1930 

 

Purism 

1918 - 1930

 

Surrealism 

1924 - 

 

Precisionism 

1918 - 

 

Art Deco 

1920s - 1930s 

 

The Harlem Renaissance 

African-American Art 1920s - 1930s 

 

Abstract Expressionism (Automatism, Tachism) 

1945 -

 

Op Art 

1960s - 

 

Pop Art 

1960s - 

 

Situationism 

1960s - 

 

Photorealism 

1960s - 

 

Minimalism 

1960s - 

 

Sensation Show (Happening)

1960s - 

 

Conceptual Art

1960s - 

 

Land Art 

1960s -

 

Body Art 

1960s -

 

Folk Art (Naivism) *

---

Sources:

باهاوس: مدرسه‌اي كه يك مكتب معماري شد


باهاوس نام يك مكتب معماري است كه از نام مدرسه هنر و معماري باهاوس در آلمان گرفته شده است. اين مدرسه معماري كه از سال 1919 تاباو هاوس _ www.archiran.co.sr 1933 فعاليت مي‌كرده است، پيشگام مدرنيسم در معماري بود و دستاوردهاي آن هنوز نيز در رشته‌هاي هنر و معماري به دانشجويان تدريس مي‌شود. ساختمان و كارگاه‌هاي اين مدرسه در دو شهر دسائو و وايمار آلمان از سال 1996 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است.

باهاوس نام يك مكتب معماري است كه از نام مدرسه هنر و معماري باهاوس در آلمان گرفته شده است. اين مدرسه معماري كه از سال 1919 تا 1933 فعاليت مي‌كرده است، پيشگام مدرنيسم در معماري بود و دستاوردهاي آن هنوز نيز در رشته‌هاي هنر و معماري به دانشجويان تدريس مي‌شود. ساختمان و كارگاه‌هاي اين مدرسه در دو شهر دسائو و وايمار آلمان از سال 1996 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است.
مدرسه معماري باهاوس كه در زبان آلماني به معني «خانه معماري» است، در دوران فعاليت چهارده ساله خود در آلمان، در سه شهر مختلف و تحت نظر سه آرشيتكت بزرگ كه مديريت باهاوس را نيز بر عهده داشته‌اند، فعاليت كرده است. اين مدرسه ابتدا از سال 1919 تا 1925 در شهر وايمار، سپس از سال 1925 تا 1932 در دسائو و بالاخره از سال 1932 تا 1933، يعني زماني كه اين مدرسه به دستور حكومت نازي آلمان تعطيل شد، در برلين فعاليت مي‌كرد. مديريت اين مدرسه نيز به ترتيب بر عهده والتر گروپيوس (1919 تا 1928)، هانيس مه‌ير (1928 تا 1930) و ميز وان دروهه (1930 تا 1933) بود.

باهاوس در سال 1919 توسط والتر گروپيوس در شهر سنتي و قديمي وايمار تأسيس شد. هدف اوليه از تأسيس مدرسه باهاوس، ايجاد مكاني بود كه تركيبي از مدارس معماري، صنايع دستي (چون نجاري، آهنگري و...) و آكادمي هنري بود.

گروپيوس اعتقاد داشت كه با پايان جنگ جهاني اول، دوره جديدي از تاريخ آغاز شده است و قصد داشت در مدرسه باهاوس، سبك معماري جديدي را كه بازتابي از اين دوران باشد، به وجود بياورد. به اعتقاد گروپيوس، اين سبك معماري كه مي‌شد اصول آن را به تمام كالاهاي مصرفي تعميم داد، بايد ارزان، كاركردگرا و سازگار با توليد انبوه مي‌بود. گروپيوس براي دستيابي به اين هدف، مي‌خواست هنرمندان و صنعت‌گران را با هم متحد كند تا به محصولي كاركردي و قابل استفاده، و در عين حال با ارزش از لحاظ هنري، دست يابد. اين ايده در بيانيه افتتاحيه مدرسه باهاوس به خوبي مشخص است: «ما در پي آنيم كه جامعه تازه‌اي از هنرمندان پديد آوريم تا در ميان آن‌ها ديگر تعصب حرفه‌اي كه اكنون چون ديواري بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا مي‌سازد، وجود نداشته باشد.»

برنامه‌ريزان مدرسه باهاوس هنرهاي زيبا را از صنايع دستي كاربردي ممتاز و متفاوت نمي‌دانستند و بر اين باور بودند كه هنر و معماري مدرن بايد پاسخگوي نيازها و اقتضائات جامعه صنعتي مدرن باشد و طراحي خوب بايد از عهده آزمون‌هاي زيباشناختي و مهندسي برآيد. ويژگي عمده سبك باهاوس تكيه هر چه بيشتر بر كاركردگرايي، بهره‌گيري بهينه از خواص مواد و مصالح صنعتي، احتراز از تزئينات تجملي در نماي ساختمان‌ها و فرآورده‌هاي صنعتي بود. دستيابي به نوعي هماهنگي بين ضرورت‌هاي كاركردي و كيفيت زيباشناختي، خوش‌ساختي و خوش تركيبي محصولات صنعتي از ديگر اهداف موسسان مدرسه باهاوس بود.

استادان باهاوس به شاگردان خود ياد مي‌دادند كه همه چيز را بر مبناي نيازها طراحي كنند و از هيچ عنصري كه فاقد كاركرد باشد و تنها جنبه زيباشناسانه داشته باشد استفادهباو هاوس _ www.archiran.co.sr نكنند. در مدرسه باهاوس تاريخ معماري جايي ميان دروس دانشجويان نداشتند، چرا كه در باهاوس قرار بود همه چيز بر مبناي اصول اوليه معماري و بدون توجه به آثار گذشتگان ساخته شود.

باهاوس در ابتدا براي تأمين بودجه خود به سوبسيدي كه از جمهوري وايمار مي‌گرفت وابسته بود. اما بعد از ايجاد تغييراتي در حكومت محلي وايمار، اين مدرسه در سال 1925 به شهر دسائو كه بافت صنعتي و شهري بيشتري داشت و با ايده‌هاي مدرن مدرسه‌ي باهاوس هم‌خوان بود، منتقل شد. پس از انتقال مدرسه باهاوس به دسائو، بخش طراحي صنعتي اين مدرسه كه مشكل كمتري با حكومت محافظه‌كار محلي داشتند، در وايمار باقي ماندند. مدرسه طراحي صنعتي باهاوس بعدها نام خود را به دانشكده فني معماري و مهندسي عمران تغيير داد و از سال 1996 به بعد نيز به نام دانشكده باهاوس آلمان خوانده مي‌شود.

در سال 1927 سبك باهاوس و آثار آرشيتكت‌هاي مشهور آن نمايشگاه معماري اشتوتگارت را كه با موضوع خانه‌سازي برگزار مي‌شد، به شدت تحت تأثير خود قرار داد. پس از گروپيوس، مديريت باهاوس را هانس مه‌ير و سپس ميز وان دروهه به عهده گرفتند. با قدرت رسيدن رژيم نازي‌ها در آلمان و افزايش فشار سياسي بر اين مدرسه، باهاوس در سال 1933 تعطيل شد. حزب نازي و ديگر گروه‌هاي فاشيستي آلمان از ابتدا با فعاليت مدرسه باهاوس مخالف بودند و آن را سنگر كمونيسم مي‌دانستند. نويسندگان نازي چون ويلهلم فريك و آلفرد روزنبرگ نيز در نوشته‌هاشان باهاوس را «غيرآلماني» مي‌ناميدند و سبك مدرن آن را به باد انتقاد مي‌گرفتند. در واقع باهاوس يكي از مظاهر «هنر منحط» بود كه هيتلر و حزب نازي آلمان كمر به نابودي آن بسته بودند.

از جمله مهم‌ترين ساختمان‌ها و آثاري كه در طول فعاليت مدرسه باهاوس عمدتاً به دست استادان و مديران مدرسه ساخته شد مي‌توان به عمارت سامرفيلد و خانه اوته در برلين، خانه اوئرباخ در يانا و برج تريبيون در شيكاگو (كه مدرسه باهاوس پس از برنده شدن در يك مسابقه بين‌المللي طراحي آن را بر عهده گرفت) اشاره كرد. اما مهم‌ترين بنايي كه سبك معماري باهاوس در اين دوره در آن متجلي شده است، ساختمان خود مدرسه در دسائو است كه توسط والتر گروپيوس، مدير وقت باهاوس، طراحي شده است.

پس از به قدرت رسيدن نازي‌ها و تعطيلي مدرسه باهاوس، مديران و استادان مدرسه كه همه از معماران طراز اول آن زمان بودند، به كشورهاي مختلف در اروپاي غربي، آمريكا و همچنين اسرائيل مهاجرت كردند. همچنين شماري از معماران باهاوس كه به شيكاگو رفته بودند، باهاوس جديد را در اين شهر تأسيس كردند و به تربيت معماران جوان ادامه دادند.

اين مسئله كمك قابل توجهي به ترويج سبك معماري باهاوس در سراسر جهان كرد و آن را به گفتمان مسلط در معماري و طراحي صنعتي مدرن تبديل كرد، چنان كه اين مكتب هنري امروز نيز هم‌چنان نفوذ جهاني خود را حفظ كرده است.

 

http://www.bauhaus.de


واژه نامه :

  1. باهاوس

  2. مدرنيسم

  3. دسائو

  4. وايمار

  5. آلمان

  6. فهرست ميراث جهاني يونسكو

  7. والتر گروپيوس (1919 تا 1928)

  8. هانيس مه‌ير (1928 تا 1930)

  9. ميز وان دروهه (1930 تا 1933)

  10. نمايشگاه معماري اشتوتگارت

  11. عمارت سامرفيلد

  12. خانه اوته در برلين

  13. خانه اوئرباخ در يانا

  14. برج تريبيون در شيكاگو

فراخوان پروژه world house توسط Institute Without Boundaries

بروس مائو _ آرشیران _ www.archiran.co.sr

بروس مائو از دست و پنجه نرم كردن با مسائل لذت ميبرد. شايد شهرت او بيشتر به واسطه طراحي گرافيكي كتب و ديگر نشريات باشد ولي نبايد مائو را يك طراح گرافيك ناميد. وي با داشتن ديدگاهي وسيعتر در مورد طراحي، با معماران، فيلمسازان و دست اندركاران هنرهاي نمايشي همكاري داشته و تصاوير تلويزيوني، نمايشگاهها و نمادهاي گرافيكي بناها و شركتها را طراحي كرده است.
استیتو بدون مرز Institute Without Boundaries یکی از مراکزی است که توسط مائو هدایت می شود. هم اکنون این انتستیتو طی فراخوانی پروژه ای تحقیقاتی را با عنوان world house آغاز کرده است.علاقه مندان می توانند در این پروژه مشارکت کنند.

پیوند :
http://www.institutewithoutboundaries.com/index.html

جوایز معماری - آنتوان پرداك، برنده مدال طلای AIA در سال 2006


آنتوان پرداك _ WWW.ARCHIRAN.CO.SR



 آنتوان پرداك، شصت‌ودومین برنده مدال طلای AIA

آنتوان پرداك (Antoine Predochk)، معمار 70 ساله آمریكایی و طراح ساختمان‌هایی همچون مركز علمی آریزونا، مركز فارغ‌التحصیلان McNamara، پارك Petco و كاخ دادگستری فدرال در El Paso، به عنوان برنده مدال طلای انجمن معماران آمریكا (AIA) در سال 2006 انتخاب گردید. این جایزه طی مراسمی كه 10 فوریه در موزه ملی ساختمان در واشینگتن برگزار خواهد شد، به پرداك اعطاء خواهد گردید. همچنین جهت پاسداشت آثار و فعالیت‌های ارزنده پرداك در عرصه معماری، اسم او بر روی دیوار گرانیتی مخصوص لابی ساختمان مركزی AIA در واشینگتن حك خواهد شد.

WWW.ARCHIRAN.CO.SR


مركز علمی آریزونا، Phoenix، آریزونا، 1990-1996


مدال طلای AIA كه بالاترین نشان ویژه‌ انجمن معماران آمریكاست، به معمارانی اعطاء می‌شود كه آثار آنها تأثیرات ماندگاری بر تئوری و فعالیت حرفه‌ای معماری داشته است. آنتوان پرداك شصت‎ودومین برنده مدال طلای AIA، از ابتدای پایه‌گذاری آن در سال 1907، می‌باشد. از مشهورترین معمارانی كه تاكنون موفق به دریافت مدال طلای AIA شده‌اند، می‌توان به لویی سالیوان (1944)، فرانك لویدرایت (1949)، اگوست پره (1952)، والتر گروپیوس (1959)، میس ون‌درروهه (1960)، لوكوربوزیه (1961)، ائرو سارینن (1962)، آلوار آلتو (1963)، پی‌یر لوییجی نروی (1964)، كنزو تانگه (1966)، مارسل بروئر (1968)، ریچارد باكمینستر فولر (1970)، لویی كان (1971)، ریچارد جوزف نوترا (1977)، فیلیپ جانسون (1978)، آی. ام. پی (1979)، چارلز مور (1991)، توماس جفرسن (1993)، نورمن فاستر (1994)، سزار پلی (1995)، ریچارد مه‌یر (1997)، فرانك گه‌ری (1999)، ریكاردو لگورتا (2000)، مایكل گریوز (2001)، تادائو آندو (2002) و آخرین آنها، سانتیاگو كالاتراوا (2005) اشاره كرد.

WWW.ARCHIRAN.CO.SR


مركز فارغ‌التحصیلانMcNamara ، دانشگاه مینه‌سوتا، Minneapolis، مینه‌سوتا، 2000


Thomas S. Howorth، مدیر كمیته مدال طلای AIA، در خصوص دلایل انتخاب آنتوان پرداك به عنوان برنده مدال طلای AIA چنین می‌گوید: «شواهد و قراین نشان می‌دهد كه آنتوان پرداك، بیش از هر معمار آمریكایی دیگری، در آثار خویش بر یك دید شخصی و ملهم از مكان نسبت به معماری تأكید كرده است.» او در ادامه خاطرنشان می‌كند: «ساختمان‌های طراحی‌شده توسط آنتوان پرداك از میان لندسكیپ‌های شهری منحصربفردشان نشو و نمو پیدا می‌كنند و در عین حال نمادهایی خلق می‌كنند كه بطور شجاعانه‌ای پرمعنی، خالص و اصیل و در عین پیچیده‌بودن، ساده و بی‌غل‌وغش هستند.»

WWW.ARCHIRAN.CO.SR


پارك Petco، زمین بیسبال جدید San Diego Padres، San Diego، كالیفرنیا، 1996-2004


رویكرد پرداك در طراحی از محیط جغرافیایی محل زندگی او، یعنی غرب آمریكا، سرچشمه ‌می‌گیرد؛ بیابان باز و وسیعی كه از تاریخ پربار و فضای پهناوری برخوردار است. آنچه كه پرداك را در جهان معماری به شخصیتی مطرح و بی‌همتا تبدیل نموده است، مهارت بی‌نظیر او در تلفیق استادانه آثار معاصر و امروزی با بافت‌های تاریخی می‌باشد. تمركز پروژه‌های برگزیده او ـ پروژه‌هایی كه جوایز مختلف معماری را برای وی به ارمغان آورده‌اند ـ در غرب آمریكا و سراسر ایالات متحده خود شاهدی است بر توانایی بی‌نظیر او در طراحی آثار زمینه‌گرا (contextual). بسیاری بر این عقیده‌اند كه آثار پرداك محتوا و مفهوم معماری را با فرم و كالبد فیزیكی آن پیوند می‌دهد و جایگاه این دو را با استفاده از یك حس معنوی كه ارتباط یكپارچه‌ای میان زمین، فضا، كارفرما و جامعه برقرار می‌كند، در اثر خویش تثبیت می‌نماید.



WWW.ARCHIRAN.CO.SR


كاخ دادگستری فدرال، El Paso، تگزاس، 2007


پرداك بجای تأثیرپذیری از سبك‌ها و گرایش‌های مختلف، با اتخاذ رویكردهای منحصربفردی در طراحی معماری از قبیل توجه به ویژگی‌های زمین و حساسیت‌های خاص محیطی و نیز در نظر گرفتن تمامی جنبه‌های فرهنگ یك منطقه، فلسفه طراحی خاصی را از آغاز فعالیت حرفه‌ایش شكل داده است كه منحصر بخود اوست. در كل می‌توان گفت تأثیرپذیری فیزیكی متقابل ساختمان و زمین از همدیگر نقش حیاتی در روند طراحی پرداك ایفا می‌كند. بسیاری از منتقدان معماری بر این باورند كه پرداك بخاطر توانایی منحصربفردش در برقراری ارتباط معنوی‌ با كارهایی كه به او محول می‌شود، به عنوان یك معمار عالی و استثنایی در جامعه معماری آمریكا مطرح بوده، هست و همچنان خواهد بود.


عکس هایی از معماری جهان

ادامه نوشته

بزرگ‌ترين شهرهاي دنيا در سال 2006 و 2020

 توكيو در صدر بزرگ‌ترين و پرجمعيت‌ترين شهرهاي دنيا قرار دارد. رشد شهرنشيني در همه كشورها موجب شده تا مردم از نقاط مختلف كشور به سمت شهرها و حومه آنها سرازير شوند و همين امر منجر به شكل‌گيري كلان شهرها بدون توجه به زيرساخت‌هاي اوليه آن شده است.بي‌شك، توكيو پايتخت ژاپن كماكان در فهرست بزرگ‌ترين شهرهاي دنيا به لحاظ گستردگي حومه شهري باقي مي ماند.در سال 2006 در پايتخت ژاپن و حومه آن حدود 5/35 ميليون نفر زندگي مي‌كنند. پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2020 اين تعداد به 37 ميليون نفر برسد. بعد از توكيو مشخص نيست كه تا سال 2020 چه شهرهايي به ترتيب در اين فهرست قرار مي‌گيرند مكزيكوسيتي كه در حال حاضر در جايگاه دوم قرار دارد احتمالا تا سال 2020 پنجمين شهر بزرگ و پرجمعيت دنيا خواهد بود.

اين در حالي است كه پيش‌بيني مي‌شود بمبئي از رده سوم به رده دوم صعود كند. دهلي نيز از اين نظر از رديف ششم به سوم و داكا از دهم به چهارم و لاگوس از 14 به هفتم خواهد رسيد.
در اين فهرست شهرهايي كه جمعيتي بيش از يك ميليون نفر را داشتند به ترتيب طبقه‌بندي شدند. رشد جمعيت شهري در بيشتر كشورهاي دنيا منجر به شكل‌گيري كلان شهرها شده است. از اين شهرها مركز شهر پر ازدحام‌ترين نقطه شهر محسوب مي‌شود البته ماهيت شهرها و حومه آنها در كشورهاي مختلف تفاوت دارد. براي نمونه در كشورهاي آمريكايي ساكنان متحول‌تر در حومه و اطراف شهرهاي بزرگ زندگي مي‌كنند حال آن كه در كشورهاي در حال توسعه كساني كه توانايي مالي بالايي ندارند در حاشيه شهرهاي بزرگ مستقر مي‌شوند.
شكل ظاهري كلان شهرها به هر شکل كه باشد مسائل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را به دنبال دارد. برخي از كشورها همچون فرانسه با تشكيل دولت محلي به نوعي سعي مي كنند مشكلات كلان شهرها را جوابگو باشند. در كشورهاي ديگر همچون انگلستان دولت‌هاي مركزي تمايلي به ايجاد يك ساختار سياسي در كلان شهرها ندارند زيرا از اين كه شهرها تبديل به مراكز قدرت شوند، واهمه دارند. در حال حاضر دولت محلي لندن نسبت به بيست سال گذشته مسئوليت كمتري دارد.
در بعضي از شهرها مركز شهر تنها بخشي از جمعيت را در خود جا داده است. براي مثال در مركز شهر نيويورك تنها هشت ميليون نفر زندگي مي‌كنند اين در حالي است كه بيش از 18 ميليون نفر در حومه اين شهر سكونت مي‌كنند. در سانفرانسيسكو هم وضعيت مشابهي وجود دارد. مركز اين شهر 777 هزار نفر جمعيت دارد ولي بيش از سه ميليون نفر در حومه آن زندگي مي‌كنند.
با در نظر گرفتن 10 درصد رشد متوسط شهرنشيني پيش‌بيني مي‌شود كه بيهاي در جنوب چين تا سال 2020 بيشترين ميزان رشد جمعيت حومه‌نشين شهري را داشته باشد. حومه اين شهر كه دروازه ورودي چين محسوب مي‌شود در حال حاضر يک وچهاردهم ميليون را در خود جا داده است برآورد مي‌شود تا سال 2020 اين رقم به پنج و هشت دهم ميليون نفر برسد. شهرهاي ديگري كه رشد بيش از چهار درصد در سال دارند عبارتند از قاضي‌آباد (در هند)، ساناا (دريمن)، سورات (در هند)، كابل (در افغانستان)، باماكو (در مالي) و لاگوس (در نيجريه).
بخارست (3/1- درصد)، سونيا (098/0- درصد)، بوداپست (068/0-درصد)، تورين (56/0- درصد)، اكاترينبرگ (52/0- درصد )، رم (46/0- درصد)، بيرمنگهام (12/0- درصد) و تايپه (11/0- درصد) در زمره شهرهايي هستند كه رشد جمعيت شهري آنها منفي است.
با گسترش شهرنشيني براي ساكنان شهرهاي بزرگ و حومه آنها به طور روز افزوني در حال افزايش است اين امر نگراني‌هاي اساسي را براي شهرداران شهرها به وجود آورده است تامين نيازهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از مسائل عمده‌اي هستند كه توجه و سياست‌گذاري خاصي را مي‌طلبد.

انديشه بزرگ، انديشه مثبت


 

مثبت انديشيدن، نيكو عمل نمودن و خلاقانه زندگي كردن، اوج رشد فكري است كه انسان را به سعادت و كمال واقعي رهنمون مي‌سازد

 


 از عزیزان همراه در مورد خرید پلاتر کمک می خواهم. اگر اطلاعاتی در این زمینه دارید حتماْ یاری فرمائید.