دیروز (1385/01/10) : اولین زمین لرزه حدود ساعت 19 در شهر ملایر و شهرهای مجاور آن (بنا بر اخبار) روی داد. من، آقای جعفری و میهمان عزیزم آقای حبیبی ناصر که از همدان امده بودند بیرون مشغول گردش و تفریح در تفرج گاه سیفیه بودیم. این ها پیش لرزه هایی بودند که می خواستند ما را از بزرگی زلزه آگاه سازند. به همراه میهمان گرامی ام آقای حبیبی ناصر به خانه برگشتیم.


امروز (1384/01/11) : سحرگاه، درست زمان اذان صبح اتفاقی عظیم روی داد. با یکدیگر از خواب پریدیم و به ایوان منزل رفتیم. کلاغ ها هیاهویی به را انداخته بودند. حتی صدای پرندگان خوش صدا که آواز می خواندند به گوش می رسید!

در ضمن حدود ساعت ۱۵:۲۰ امروز هم پس لرزه ای دیگر احساس شد. خوشبختانه در ملایر خصارت جانی گزارش نشد. کانون زمین لرزه شهرهای درود و بروجرد اعلام شدند.


آزمونی دیگر برای بناهایی که ما ساخته ایم، در جواب آن هیچ گونه اشتباهی نمی شد. زمین مانند گهواره تکان می خورد. صدایی که بگوش می رسید وحشتی گنگ به دل می انداخت. این فاجعه در شهر های اطراف بسیار پر رنگ تر بود، این موضوع از میزان تخریب و مصدومان قابل تشخیص است. باز هم روستاها بیشترین قربانیان خود را تقدیم کردند. آیا قربانی شدن توسط زلزله راحت است؟

نمی توان به سادگی از این موضوع گذشت. اگر پس از زلزله های پیشین که فجیع ترین آن ها در چند سال اخیر زلزله ی رودبار و پس از آن فاجعه ی سهمگین زلزله ی بم بود، صاحبان این ساختمان ها به فکر مستحکم سازی بنای خود می افتادند، شمار تلفات و خصارت های جانی افراد بسیار کمتر بود. متاسفانه وقتی که قوانین باید رعایت شوند، کسی به این موضوع که " قوانین برای بهتر زندگی کردن است " توجهی ندارد. یک ساختمان ساز ( بساز و .... ) سعی در هر چه بیشتر شکستن قوانین دارد، برای برخی هم این قوانین خنده دار به نظر می آیند. مثلا ً از دیدگاه ایشان IPE18 با IPE14 کاملاً فشار یکسانی را در مقابل بار ها تحمل میکنند و این موضوع را اکثر افراد ذکر شده می دانند! و یا عیار بتن ها با یکدیگر هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، بلکه بتن را می توان با عیار پایین و مقاومت بالا به دست این عزیزان تهیه کرد. این ها قوانینی هستند که برای سود بیشتر باید آن ها را رعایت کرد. پس از گذشت چندین سال از وضع قوانین در کشورمان ایران، هنوز برخی افراد که تعداد ایشان نیز کم نیست با زیر پای گذاشتن آن ها جان افراد بی گناهی را به خطر می اندازند که از هیچ چیز خبر ندارند. آنها منزلی جدید را با پرداخت بهایی غیر منصفانه تهیه می کنند، طریقه ی بدست آوردن این پول از بحث ما خارج است، میتوانید مثال آن را در اطرافیانتان ببینید. بزرگترین مشکلی که در این زمینه با آن برخورد می کنیم سلطه ی رابطه ( یا مساعدت مالی! ) بر قانون و ضابطه است. چیزی که همه آن را می دانند، اما کسی با آن مخالفت نمی کند، چرا که ممکن است او نیز دستان آلوده ای داشته باشد. نمی خواهم پس از این حادثه ی طبیعی که از روز اول آفرینش همراه انسان بوده تقصیر ها را بر گردن قشر خاصی از جامعه بیندازم. اما شما هم می دانید که اگر زلزله بیاید، با کسی دشمنی ندارد و این کوتاهی از ما است. باید با زلزله دوست بود. زیرا که او از طرف خداوند مامور است به بندگان هشدار مرگ دهد، بگوید قیامت هم وجود دارد، اما قصد او کشتن موجودات و تخریب نیست. از نظر زمین شناسی هم تعریف ساده ی آن جابه جایی لایه های زمین است در جهات مختلف. هم اینک که این متن را مینویسم زمین لرزه ی کوچک دیگری هم آمده است، پیش لرزه است یا پس لرزه نمی دانم. نگران جان خود نیستم، نگران جان همه ام. به راستی که چه وقت قوانین درست اجرا میشود؟

هنوز هم باید پس از چندین با تجربه ی تلخ در این مورد که برای هیچ کشوری ناشناخته نیست، نیروهای عمومی که جمعیت عمده ی آن را عوام تشکیل می دهند و آموزشی در این زمینه ندیده اند به میدان فرا خوانده شوند؟ گروه ویژه ی امداد زلزله (Earthquake Auxiliary)؟

انتقاد ها را بشنویم، اگر مغرضانه است آن را قبول نکنیم . . .

بیایید دست در دست یکدیگر بناهایی بسازیم همچون نیاکانمان، چون کسانی که عدالت ایشان بر همگان محرز است. آنها نه در حق خویش و نه دیگران، ظالم نبودند. ما نیز ظالم نباشیم، حداقل در حق دیگران. کمی به این موضوع فکر کنید. شما نیز در آینده یا حال می توانید با کارهای سازنده در محدوده ی تخصص خود وضعیت موجود را تغییر دهید.


افراد بشر همه آزاد به دنیا می آیند و در کرامت و حقوق با هم برابرند، همه از موهبت خرد و وجدان برخوردارند و باید با هم برادروار رفتار کنند. ماده ی یک منشور سازمان ملل متحد که معنی آن، همان ظالم نبودن است.