مسئله چهارم : تشریفات داوری، ارزشیابی و فقدان نقد اصولی


داوری و ارزشیابی یك اثر معماری فرایندی پیچیده،‌ حساس و دشوار است. زیرا معماری همانند علوم طبیعی تنها دارای قواعد و اصول معین، مشخص و آشكاری نیست كه همه آن را قبول داشته باشند و بتوان به سادگی یك اثر را نسبت به آن سنجید و ارزشیابی كرد، بلكه به‌عنوان یك حرفه‌ علمی ـ هنری، از برخی اصول، قواعد و عوامل نیز تأثیر می‌پذیرد كه ریشه در فرهنگ، تاریخ، فلسفه و حتی اندیشه‌های فردی طراح دارد و غالباً برخی از آثار، جنبه‌ای شخصی و فردی نیز به خود می‌گیرد. البته این موضوع به این معنی نیست كه داوری و ارزشیابی آثار معماری ممكن نیست، بلكه منظور این‌ است كه برای این اقدام باید با دقت به اصول و عوامل مؤثر در پیدایش یك اثر توجه كرد، زیرا داوری صحیح، نقش بسیار مهمی در اعتلای این حرفه می‌تواند ایفا كند.
امروزه در بسیاری از مراكز آموزش معماری معمول است كه هر مدرس، آموزش دانشجویان را به تنهایی برعهده می‌گیرد ودر پایان نیز خود به تنهایی آثار دانشجویان را داوری و ارزشیابی می‌كند بدون این كه داوری در تعامل با دیگر مدرسان قرار گیرد.
در جامعه حرفه‌ای نیز غالباً وضع به همین ترتیب است، یعنی یك طراح در تعامل دو سویه با مشتری یا كارفرمای خود اقدام به طراحی می‌كند وتوافق‌ طرفین منجر به تثبیت یك طرح معماری می‌شود. در كشور ما طرح‌های بسیار اندكی به مسابقه گذاشته می‌شود. در بعضی از مسابقات هیئت داوری به صورت گروهی نسبتاً منسجم و دارای گرایشی خاص، ونه به‌صورت گروهی متشكل از افراد صاحب‌نظر و بدون گرایش گروهی، به قضاوت آثار می‌پردازند و غالباً در این حالت با توجه به گرایش‌ گروه‌ داوران می‌توان از پیش اثر انتخابی را حدس زد، به این ترتیب شاید سالانه تنها چند مسابقه معماری به صورتی مناسب و شایسته برگزار می‌شود كه با توجه به شمار ساختمان‌هایی كه در كشور ساخته می‌شود، كافی نیست.
فضای حاكم بر مراكز آموزش معماری و دفاتر مهندسان مشاور و نیز نشریه‌ها و مجله‌های معماری نیز تاكنون امكان فراهم شدن شرایط مناسب برای نقادی طرح‌های معماری را پدید نیاورده است.
طبیعی است كه در چنین شرایطی، معماری، آموزش آن، طرح‌ها و آثار تولید و ساخته شده به‌نحوی شایسته ارتقا و اعتلا نمی‌یابد و لازم است محیط و شرایطی فراهم شود كه به شكل مناسب و به دور از كنش‌های غیرحرفه‌ای و غیرآموزشی بتوان آثار و طرح‌های معماری را مورد نقد قرار داد.

 

 

به پایان این مقاله نزدیک می شویم.