ایرج کلانتری به عنوان معمار برتر ایرانی شناخته شد
این خبری بود که چند لحظه ی پیش از رادیو شنیدم.
سفارت ایران در یکی از کشورها(اسمش عجیب بود ، یادم نمونده!)خانه ی کارمندان یکی از بانک ها ، خانه ی کارمندان فولاد اهواز و ...از جمله کارهای ایشون هستند.
به هر حال این اطلاعات مختصر باشه خدمتتون تا بعد اگه دیدم ارزششو داره و شما هم مشتاقید کامل تر بنویسم.
کلاس های دانشگاه شروع شدند.
امروز 4 تا کلاس دارم اما هیچکدومشونو (عجب کلمه ای!) نمیرم.
دلیلش هم اینه که مطمئنن سر کاری هستند ویا استاد نمیآد(در این صورت بچه ها زابلو میشن) و یا بچه ها نمیان(تو کلاس ما این موضوع غیر ممکنه مگه اینکه هماهنگی قبلی داشته باشیم که در این صورت هم چند نفری هستند واسه خود شورینی! ،که بیان و همین برای غیبت خوردن بقیه کافیه)
این جاسبی داره کل کشور رو میخره.بگید ماشالله.
حقشه خوب . تو هم اگه وجود شو داری برو یه دانشگاه بزن اسمشم بزار آزاد اسلامی ! نیازی نیست که اسمش با کارش هم خوانی داشته باشه!!
دانشگاه دولتی که شده مال فرزندان آزادگان و ....
من نمیگم اینا نباید سهمیه داشته باشند ، میگم باید یکی از این راه ها انجام شه تا از این وضیت خلاص شویم:
1.سهمیه آزادگان ، شهداء و ... باید متعادل با تقاضای عموم دانشجویان باشه.
2.تعداد دانشگاه های دولتی نسبت به متقاضیان افزایش پیدا کند.
3.افرادی که سهمیه ی بسیج ، ایثارگری و ... ندارند باید در درس خوندن اونقدر پیشرفت کنند که بتوانند در بزرگترین و معتبر ترین دانشگاه های دنیا پذیرفته شوند (سهم این افراد با بسیجیان برای کنکور تقریباً در یک سطح است!)
4.داوطلبان شرکت در کنکور شانس بسیار زیادی خریداری کنند و در جیب خود بریزند ، تا سر جلسه کنکور بتوانند از آن استفاده کنند.
5.تقلب!(ناگفته نماند که این روش بسیار خطرناک است ، آن چنان که یکی از دوستان نزدیکم که درسش هم بد نبود و برای کنکور آمادگی داشت سر جلسه وسوسه ی تقلب در دامش انداخت و 2سال محروم شد ، اما یکی از هم کلاسی هایم که او را امیر نعشه میخواندیم با تقلب در دانشگاه دولتی قبول شد.)
6.برخی افراد هم قبل از کنکور یادشون میافته که مسلمانند.! شروع به نماز خواندن و عبادت کردن میکنند ، نذر ودعا و ...که احتمالاً خدا تو رودرواسی میمونه و اونارو قبول میکنه!!
6.جوانان قید دانشگاه دولتی را بزنند!!
7.شرکت در کنکور آزاد(من این راه رو انتخاب کردم ، به نظرم بهترینه) :این روش بسیار جسارت میخواهد همراه با کسب اجازه از اونی که ازش پول میگیریم! یا اینکه خودمون یه کار بسیار پر درآمد داشته باشیم. یا داشتن گنج نوشیجان تپه!!
8.آخرین راه این است که کلاً بی خیالی طی کنید و قید دانشگاه رو بزنید.
یک جمله میگم و دوست دارم :
1.کاملاً روش فکر کنید.
2.نظرتون رو راجع بهش بگید.
· بجاي آنكه به تاريكي لعنت فرستيد، يك شمع روشن كنيد
مهربان باشید . خدا نگه دار.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر ۱۳۸۴ ساعت ۶ ب.ظ توسط محمّد احمدوند -- Mohammad Ahmadvand
|
معمار کهف...