بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جور است در نظر هم جور به كه طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نكنی حكم از آن تست بازآ كه روی در قدمانت بگستریم
ما را سری است با تو كه گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نه ‏ایم اینت بوالعجب در حلقه ‏ایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر می​شنویم از تو ای عجب نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان شكایت برند به دوستان چون دوست دشمن است شكایت كجا بریم؟
ما خود نمی​رویم دوان در قفای کس آن می​برد که ما به کمند وی اندریم
www.serin.blogfa.com

سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند

چندان فتاده ​اند که ما صید لاغریم