دمی با خواجه شمسالدّین محمّد حافظ شیرازی
| كه روز محنت و غم رو بهكوتهی آورد | برید باد صبا دوشم آگهی آورد |
| به این نوید كه باد سحر گهی آورد | بهمطربان صبوحی دهیم جامه پاك |
| زهی رفیق كه بختم به هم رهی آورد | همی رویم بهشیراز با عنایت دوست |
| بدین جهان ز برای دل رهی آورد | بیا بیا كه تو حور بهشت را رضوان |
| چو یاد عارض آن ماه خر گهی آورد | چه نالهها كه رسید از دلم بخرگه ماه |
| رساند رایت منصور بر فلك حافظ | |
| كه التجا بهجناب شَهَنشَهی آورد | |
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط محمّد احمدوند -- Mohammad Ahmadvand
|
معمار کهف...