سمن بویان
|
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند |
پری رویان قرار دل چو بستانند بستانند |
|
به فِتراك جفا دلها چو بربندند بربندند |
زِ زلف انبرین جانها چو بگشایند بفشانند |
|
به عمری یك نفس با ما چو بنشینند برخیزند |
نهال سوز در خاطر چو برخیزند بنشانند |
|
زِ چشمم لعل رمانی چو میبینند میخندند |
زِ رویم راز پنهانی چو میدانند میخوانند |
| سرشك گوشه گیران را چو دَریابند دُریابند |
رخ از مهر سحر خیزان نگردانند اگر دانند |
|
دوای درد عاشق را كسی كو سهل پندارد |
زفكر آنان كه در تدبیر درمانند درمانند |
| چو منصور از مراد آنان كه بردارند بردارند بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میخوانند | |
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط محمّد احمدوند -- Mohammad Ahmadvand
|
معمار کهف...