نوروز، هفت شین, هفت سین در ایران باستان

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران باستان یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخش‌های کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار می‌شود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.

متاسفانه اکثر ایرانیان فرق میان نوروز و لحظه ی تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظه ی آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظه ی «تقویمی» است. لحظه ی تحویل سال یک واقعه یا لحظه ی «طبیعی» است و زمان آن میتواند ساعت ها با لحظه ی آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظه ی تحویل سال در سراسر جهان یکیست، ولی لحظه ی آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام میشناسند.



هفت سین

                سفره‌ای است که ایرانیان هنگام نوروز می‌‌آرایند. این هفت قلم «سین» می‌توانند هر چیزی با آوای آغازین «سین» باشند (نمادی از «سپنتا»). برای مثال این هفت قلم «سین» بسیار رایج هستند:

سبزه
سنبل
سیر
سماق
سرکه
سکه
سیب

هرچند که در سفره ی هفت سین باید بهرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز میشوند چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفره ی هفت سین، تقریبا همه ی خانواده های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره میچینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند.

آینه و کتابی مقدس در کنار آن هم از اجزائی است که تقریبا در هر سفره‌ی هفت سینی چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند.سمنو و سنجد نیز گاهی به عنوان یکی از اعضای سفره به کار میروند.

در کشورهای مختلف هفت سین‌های متفاوتی پهن می‌شود، حتی در برخی از نقاط ایران و دیگر کشورها به‌جای هفت سین، هفت شین پهن می‌کنند، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند:

سبزه
سنجد
سیر
سماق
سرکه
سمنو
سیب
سپند (اسفند)
در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینی‌های سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران، و آینه، قرار دهند.
نکته ی جالب توجه این که اين سفره در دوران باستان "هفت شين" (شهد ، شکر ، شيريني ، شراب ، شببو ، شالين ، شبدر) بوده است اما در پي ممنوعيت شراب در ايران در قرن 3 هجري این هفت «سین» بود که جاي هفت شين را گرفت ، در اصل هفت شين ثابت بود اما هفت سين تقريبآ هر چيزي که از نظر مردم خوش يمين باشد و با سين شروع شود می‌تواند باشد. اين سفره اجزائي ديگر هم دارد مانند آينه که نماد نور و راستي است ، ماهي که نماد زندگي نيک بختي است ، شمع که نماينده آتش است ، گل که نماد دوستي است و کتاب که نماد دانائي است.

موبدان آدريان شوش در همان سال هاي اعراب هفت سين را جاي گزين هفت شين کردند که هفت سين آنها عبارت بود از :
سبزه : نماد خرمي و نو زيستي
سرکه : جايگزين شراب و نماد شادي ( ميوه درخت تاک در ايران ميوه شادي خوانده ميشد )
سمنو : نماد خير و برکت
سیب : نماد مهر و مهرورزي
سیر : نگهبان سفره ( در اکثر فرهنگ هاي آريائي براي سير نقش محافظت کننده از شر قائل بودند )
سماق : نماد مزه زندگي
سنجد : نماد حيات و بزر حيات
عود که امروزه در نوروز فراوان استفاده می‌شود در گذشته نماد ثروت خانواده بود که عود که از هند اورده شده است بسوزانند و بقيه اسپند می‌‌سوزاندند.
امروزه بسياري در اين سفره سنبل ، سکه و ... نيز در اين سفره ديده می‌شود که از آنجا که اين سفره ديگر جنبه مذهبي ندارد هر کس به اختيار خود در آن آزاد است.
اين سفره بعضي آداب خاص نيز داشته است از جمله اين که افراد بايد با لباس آراسته بر سر سفره حاظر شده و اگر کسي اوموک (يک لنگه کفش به پا) داشت می‌‌گفتند وي تا آخر سال زندگيش لنگ ميزند
امیدوارم هفت شین (هفت سین)شما تکمیل باشد.
سالی پر از مهر بایتان آرزو مندم.
چند ساعتی بیش تا تحویل سال نمانده. دل ها را غبار گیری کنیم.

شاهکارهای معماری جهان

 


 

برج ساعت(بیگ بن)

ساختمان پارلمان و بیگ بن یکی از پرجاذبه ترین دیدنی های جهان است در این ساختمان یکی از پر بیننده ترین آکواریوم های اروپا قرار دارد. این ساختمان در کرانه جنوبی رود تامس واقع شده که این رود از کنار ساختمان پارلمان و بیگ بن عبور می کند.

بیگ بن: هر چند مشهورترین برج ساعتی و ناقوس دار برج خیابان استفان است اما آنچه در نزد مردم معمول تر است همان برج بیگ بن است. بیگ بن در واقع نام بزرگترین زنگ داخلی برج ساعت است که بخشی از ساختمان های پارلمان را تشکیل می دهد.مفروض است که این اسم از نام "سیر بنجامین هال" ،یکی از اعضا هیات کارگران در زمان نصب اولین زنگ این ساعت در سال 1858، استخراج شده است. برای عملکرد صحیح ساعت در سیستم داخلی آن از سکه های قدیمی استفاده شده است.

مجلس پارلمان (کاخ وست مینیستر): این ساختمان که به سبک نئو گوتیک ساخته شده است رسما کاخ وست مینیستر خوانده می شود اما در سراسر خهان با نام مجلس پارلمان شناخته می شود. ساختمانی که شما در جوار رود تامس می بینید در تاریخ 1840 میلادی پس از آنکه اولین ساختمان مجلس پارلمان در سال 1834 در اثر حریق ویران شد، توسط "چارلز باری" و "آگوستین پاگین" طراحی و ساخته شد.

تاریخ ساخت بنای اصلی به سالهای بسیار دور باز می گردد. "کشیش ادوارد" در سال 1049 کاخ وست مینیستر را در این مکان بنا کرد و در سال 1275 اولین ساختمان بنا شد. بعد از هنری هشتم(1491-1547) که در سال 1532 وایت هال را برای خود برگزید، ساختمان وست مینیستر به مقر دائمی پارلمان تبدیل شد.

 

امروزه دولتمردان بریتانیا ساختمان "مونارچ" برای استقرار مجلس عوام و مجلس لردان ساخته شد که این ساختمان هم در ساختمان مجلس پارلمان واقع شده است. ساختمان مجلس پارلمان به دو بخش اصلی سالن مناظره و سخنرانی تقسیم شده است. ساختمان مجلس عوام محل دائمی اعضای پارلمان است این نمایندگان منتخب مردم هستند. کار این نمایندگان .وضع قوانین و بررسی موشکافانه دولت است. غیر منتخبان مجلس لردان مجموعه ای از سیاستمداران غیر سیاسی هستند که قوانین پیشنهادی مجلس عوام را مورد بررسی قرار داده و همچنین بعنوان مقامات ارشد دادگاه فرجام در کشور عمل می کنند.

 به بالای برج بیگ بن در تصویر بنگرید پرچم ها در روز و لامپ ها در شب نشانه این است که نمایندگان در ساختمان بیگ بن حضور دارند و بحث و مناظره های سیاسی در حال انجام است.

اگر چه برج ساعت به بلند برج ویکتوریا نیست اما چهره معروف تر و بارزتری را از کاخ وست مینیستر ارائه می دهد. سنگ های فونداسیون این بنا در سال 1843 نهاده شده و خود برج 13 سال بعد در سال 1856 ساخته شده و در همان سال زنگ اصلی این برج قالب سازی شد. بلندی این برج 97 متر است. دیوارها تابالای برج سنگ کاری شده است. مناره های این برج از جنس آهن قالب بندی ساخته شده، این قالب بندی آهنی از زنگ ها محافظت می کنند. سه مناره مجزا در سربرج این بنا وجود دارد. یک دود کش در بالای برج ساخته شده که قبلا برای تهویه هوا از آن استفاده می شده اما امروزه غیر قابل استفاده مانده است. سومین مناره به پلکان هایی که به بالای برج راه دارند اختصاص یافته است که در چهار گوشه آن چهار نقش کله اژدری طراحی شده است. بخش های پایین تر برج شامل چندین اتاق، که مابین آنها یک سلول زندان ساخته شده، می شود.

 

 

برج ایفل

برج ایفل به منظور راه اندازی نمایشگاه بین المللی پاریس در سال 1889 و بمناسبت مراسم یادبود و گرامیداشت انقلاب فرانسه ساخته شد. پادشاه انگلستان شاه ادوارد هفتم که در آن زمان ولیعهد انکلیس بود برج ایفل را افتتاح کرد. از میان 700 معمار پیشنهادی که در این نمایشگاه با یکدیگر به رقابت پرداختند "گوستاو ایفل" با اتفاق آرا انتخاب شد.

 

برج ایفل با 300 متر ارتفاع و 7000 تن وزن بعنوان مرتفع ترین برج جهان در سال 1930 انتخاب شد. دیگر ویژگی های برج ایفل به قرار زیر است:

-- تعداد 5/2 میلیون عدد پرچ میخ

-- 300 کارگر پولادسازی و صرف مدت زمان 2 سال برای ساخت برج(1887-1889)

-- قابلیت انعطاف در مقابل بادهای شدید حداکثر 12 سانتی متر

-- بلندی برج به تناسب دمای محیطی تا 15 سانتی متر بلندتر و یا کوتاه تر می شود.

-- 15000 قطعه آهن و پولاد

-- 40 تن رنگ

-- ساخت 1652 پله برای رفتن به بالای برج

این برج در سال 1909 تا حدودی فرو ریخت اما استفاده از آنتن هایی که در آن زمان برای تلگراف نصب شده بود مانع از تخریب کامل آن شد. از سال 1910 یکی از رسانه های ارتباط جمعی به حساب می آمد. رادیو فرانسه(1918) و تلویزیون فرانسه(1957)بدلیل  بلندی این ساختمان از آن استفاده می کردند.

 

برج ایفل همچنین دارای چشم اندازی بسیار شگفت انگیز و دیدنی است، در سال 1954 یک کوهنورد از آن بالا رفت و در سال 1984 دو انگلیسی با چتر نجات از بالای آن به پایین پریدند. در سال 1923 یک روزنامه نگار از طبقه اول برج شروع به دوچرخه سواری کرد. برخی معتقدند که وی طبقات برج را بالا رفته و برخی دیگر می گویند که تا یکی از پایه های برج دوچرخه سواری کرده است.

اگر چه اگر ساخت آن متمایز از دیگر بناها بود اکنون می توانست به تنهایی بعنوان نماد شهر پاریس شناخته شود و کاملا مورد قبول واقع می شد.

لازم به ذکر است که این برج داری سه سکوب است. اولین سکوب شامل یک رستوران و دومین سکوب سکوی "ژول ورن" است. در سکوی بالایی یک کافه، مغازه های سوغات فروشی و اخیرا اداره گوستاو ایفل قرار دارد.

عكاسی معماری - عکاسی از فضاهای عمومی

 

سلام.

   قبل از هر چیز می خواهم رسیدن سال جدید را به هموطنان و دوستانم در خارج از کشور به خصوص آرمان ٬ کاردو (شاهو) و علی تبریک بگویم.

   سالی پر از مهربانی و ترقی را برای همه آرزو می کنم. امیدوارم همه ی عزیزان در این سال سعی کنند در پالاییدن روح و روان کوشا باشند. حرص٬ طمع٬ کینه٬ حسادت٬ دروغ و دیگر خصایص بد که کم و بیش در وجود انسانها است را به دور بریزیم. از ابلیس (که به نظر من همانند روح خداوند در وجودمان است) پیروی نکنیم. در نهایت همه ی گناهان از ظلم سرچشمه می گیرند. البته این عقیده ی من است.

بیایید ظالم نباشیم ...

در حق خویش یا دیگران ... ظلم ... هرگز


 این مطلب مربوط به عکاسی در معماری است که به معماران عزیز بسیار کمک میکند.

ادامه نوشته

●$ آموزش معماری و برخی از مسائل آن در ایران (IIIIIII)

آخرین بخش این مقاله


مسئله پنجم : مدرك‌گرایی



معماری به‌عنوان یك حرفه، هنر و یك رشته چند وجهی بیشتر بر كار ارزشمند تجربی و نه انجام هر كار اجرایی و نیز داشتن اندیشه، نظریه و دانش منسجم و خلاق متكی است و طبیعی است كه داشتن مدارك و سوابق آموزشی همواره لازم است اما كافی نیست. در این زمینه دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی از افراد به موضوع تجربیات عملی یا به عبارت دیگر به آنچه فرد ساخته است اهمیت می‌دهند. گروهی ضمن توجه به این نكته، خاطر نشان می‌سازند كه اگر ساختن به تنهایی مهم‌ترین معیار باشد، پس بسیاری از بساز و بفروش‌ها را می‌توان معماران برجسته‌ای به شمار آورد. گروهی نیز تاكید می‌كنند كه آثار طراحی و اجرا شده ارزشمند و گران‌بها را می‌توان به‌عنوان بخش قابل توجهی از سوابق و مهارت‌های حرفه‌ای یك معمار به شمار آورد و در نتیجه كیفیت این آثار را با مترمربع و كمیت آن‌ها نمی‌توان سنجید، بلكه باید از معیارهای كیفی در این زمینه استفاده كرد. به همین ترتیب فقط سوابق تدریس یا پیشینه كار حرفه‌ای به صورت كمی‌ نمی‌تواند برای سنجش كارآیی افراد كافی باشد،‌ هر چند كه لازم است .
به نظر می‌رسد برای سنجش افراد و ارزشیابی آنان به غیر از معیارهای كمی، باید از معیارهای كیفی نیز بهره برد، زیرا در تجربیات آموزشی و حرفه‌ای ملاحظه شده است كه معیارهای كمی برای بررسی كیفیت فعالیت افراد، به تنهایی كافی نیستند، به‌ویژه آن‌كه در این مورد ملاحظه می‌شود كه از مدرك و سابقه تدریس یا كار افراد به‌صورت یكسان و هماهنگی برای ارزشیابی آنان استفاده نمی‌شود.
یكی از مشكلات مدرك‌گرایی در مركز آموزشی این است كه برای تدریس برخی از دروس به افرادی با تبحر ویژه نیاز است كه این تبحر به‌ویژه در رشته‌ای مانند معماری تنها در اثر آموزش بیشتر حاصل نشده، بلكه مهارت‌های فردی و تجربیات شخصی در كسب آن اهمیت قابل توجهی دارد، و لزوماً افرادی با مدارك بالاتر نمی‌توانند از عهده تدریس آن دروس برآیند، در این حالت نظام اداری و آموزشی غالباً امكان بهره‌گیری از مهارت، دانش و تجربیات این‌گونه افراد را به سادگی فراهم نمی‌آورد.
برای مثال می‌توان به برخی از معماران حرفه‌ای اشاره كرد كه گاه بیش از دو دهه سابقه فعالیت‌های ارزشمند حرفه‌ای دارند اما مدارك انان كارشناسی ارشد است، كه براساس ضوابط نمی‌توان از آنان به‌عنوان نیروهای دائمی آموزشی استفاده كرد.







مسئله ششم: نقش مدیریت آموزشی و پژوهشی



یكی از مسائل مهم در آموزش معماری كه كمابیش در مورد بسیاری از رشته‌های دانشگاهی وجود دارد، روش غیرخلاقانه آموزشی است كه طی آن غالباً دانشجویان به حفظ كردن مباحث و مطالب می‌پردازند و یا فضاهای معماری را بیشتر به صورت آزمون و خطا یا گسسته از یكدیگر و بدون اندیشه یا فلسفه‌ای منسجم و خلاقه طراحی می‌كنند.
به عبارت دیگر شاید بتوان اظهار داشت كه بسیاری از مراكز دانشگاهی بیشتر همانند یك آموزشگاه فعالیت می‌كنند و فعالیت‌های پژوهشی و خلاقانه و به نحو رضایت‌بخشی در آن‌ها جریان نمی‌یابد و با وجود آن‌كه سالانه صدها نفر در زمینه معماری از این مراكز فارغ‌التحصیل می‌شوند اما به‌نظر می‌رسد این حرفه به‌نحو مطلوب از توسعه كیفی برخوردار نمی‌شود. می‌توان اظهار داشت كه برای اعتلای معماری لازم است كه مدیریت‌های آموزشی و پژوهشی بتواند برنامه‌ریزی لازم را برای بارور كردن خلاقیت در دانشجویان صورت دهند و برای این منظور باید بر نحوه آموزش و روند آن و نیز چگونگی كاركرد و حاصل كلاس‌ها و كارگاه‌های آموزشی با دقت نظارت داشت.
فقدان ارتباط آكادمیك اساتید و مدرسان معماری با یكدیگر و عدم ارتباط و همكاری علمی و تبادل اطلاعات و تجربیات بین مراكز و دانشكده‌های گوناگون معماری از مسائل مهمی است كه مدیریت‌های آموزشی و پژوهشی برای توجه به آن لازم است برنامه‌ریزی و اقدامات مناسب را انجام دهند.

معرفی تنی چند از معماران مشهور تهرانی

معماری در دنیای كهن به‌عنوان حرفه‌ای مطرح بود كه از یك سو از فنی‌ترین حوزه‌های مربوط به علوم‌ ساختمانی تا هنری‌ترین مباحث مربوط به زیبایی‌شناسی، و از سوی دیگر از طراحی در مقیاس كوچك یك عنصر تأسیساتی مانند یك آب‌انبار یا پل كوچك یا اصطبل تا طراحی یك محله و یك شهر را دربر می‌گرفت و هر چند كه در هر یك از حوزه‌های فوق‌ افرادی صاحب‌نظر و حرفه‌ای‌تر بودند و سلسله‌مراتبی نیز بین معماران گوناگون وجود داشت، اما در مجموع همه فعالیت‌های فوق در حوزه ی معماری قرار داشت. با معرفی چند معمار مشهور تهرانی به طور مختصر ، کار امروز را آغاز می کنم.

امیدوارم روزی هم از ما به عنوان معماران موفق این عصر یاد کنند.

 


نخستین معمار تهرانی

در متون دوره‌ی صفوی اشاره‌ای به یكی از معماران هم عصر شاه طهماسب، كه بی‌تردید در ساختمان برج و باروی شهر شركت داشته، شده است. سام میرزا در تحفه سامی در معرفی یكی از شاعران دوره‌‌ی شاه طهماسب به نام حافظی تهرانی می‌نویسد: «پدرش از معماران تهران و از خانواده‌ای فقیر بود.»

ابوالحسن (حاجی) معمار نوایی

حاجی ابوالحسن نوایی از جمله بنایانی بود كه از حدود سال 1282 هـ . ق، زیر دست محمد حسن خان صنیع‌الدوله (اعتماد السلطنه بعدی)، در باغ‌ها و كاخ‌های سلطنتی كار می‌كرد و در سال 1300 هـ . ق. لقب معمارباشی در بار را به خود اختصاص داد و سپس به لقب صنیع الملكی مفتخر گردید و ثروت و شهرتی به دست آورد. طرح و معماری تالار سلام، تالار آیینه، سرسراها، حوض‌خانه‌ها، اندرون و حرم خانه گلستان از اوست و نام او بر دیوارهای شرقی و غربی تالار آیینه دیده می‌شود. (سده‌ی سیزدهم)

جعفر خان

میرزا جعفر خان معمار، فرزند استاد غلام‌رضا، معمار عهد زندیه بود. وی در عهد فتح علی شاه و اوایل سلطنت ناصرالدین شاه ، معمار باشی دولت شد. (سده‌ی سیزدهم)

محمد ابراهیم خان (معمار باشی)

استاد محمد ابراهیم خان معمار باشی (وزیر نظام) فرزند محمد تقی خان آذربایجانی بود. وی در عهد محمد شاه قاجار منصب معمار باشی گری دولت را به خود اختصاص داد. بنای تكیه سید نصرالدین یا ناصرالدین در تهران و هم‌چنین ،میدان توپ‌خانه به دست این معمار تهرانی ساخته شد. (سده‌ی سیزدهم)

علی محمد صانعی (استاد)

استاد علی محمد صانعی، معمار باشی، یكی از معماران معروف و برجسته‌ی تهران به شمار می‌آید. او كسی بود كه به ابتكار شخصی خود انقلاب و تجددی در كار ساختمانی در تهران ایجاد كرد و سبك مختلط معماری ایرانی و فرنگی را پیش از هركس در ایران رایج كرد.

اشتهار فنی و صنعتی او از دوره مظفر الدین شاه شروع می‌شود. وی سازنده‌ی دودكش هفده متری ضراب‌خانه است و نیز كاخ جعفر قلی خان اسعد (سردار اسعد) را ساخته كه اكنون باشگاه بانك ملی ایران است. معمار باشی در سال 1327 ه .ش، در تهران درگذشت. (سده‌ی چهاردهم)

غلام‌رضا تبریزی (استاد)

استاد غلام‌رضا تبریزی معمار معروف عهد كریم‌خان زند بود كه به امر او حصار و خندق دورِ تهران را ساخته‌اند. وی با خاندان زند خویشی داشت و فرزندش، حاجی میرزا جعفرخان، معمار مشهور عصر فتح علی شاه و اوایل عهد سلطنت ناصرالدین شاه بود. (سده‌ی دوازدهم)

هاشم شیرازی طهرانی (محمد)

با داشتن شغل لندره دوزی «وحید العصر» بود و در ملازمت با پادشاه، در جوانی، درگذشت.


در طراحی محیط پیرامون در جهان معاصر، هیچ چیز نمی تواند صرفا برای انسان طرح ریزی شود. جهت‌گیری كه ما امروزه به طبیعت و پدیده های غیر انسانی نسبت می دهیم، صرفا مربوط به زیبایی مكانهای خاص نیست، بلكه برای ایجاد یك برنامه جدید به طبیعت دگرگونی خاصی داده است.


در جواب دوست گرامی جناب آقای فریبرز مختصرترین تعریف از آکروپلیس که در یونان شکل گرفته و مربوط به تفکرات آنان است (برعکس رومی ها) می توانیم این چنین بگوییم : مكانی كه فوروم جدیدی ایجاد می كند، باعث رویا رویی انسان ها و پدیده های غیر انسانی می شود، جایی كه ما همدیگر را می شناسیم و با هم ارتباط برقرار می كنیم، یك فوروم نا متناهی تشكیل یافته از انسانها، سنگها وستونها وغیره.

این را به عنوان یک نکته اساسی در طراحی ها از یاد نبریم که فضای عمومی تنها یك مكان برای تجمع انسان ها و ازدحام آنان نیست.

چند کارت پستال زیبا از گنبد ها

شما می توانید با کلیک بر روی هر تصویر آن را برای دوستانتان بفرستید.

 

Chehel Akhtaran Dome, Semnan
گنبد چهل اختران ، قم
Zangooleh Dome, Damqan
گنبد زنگوله ، دامغان
Jabaliyeh Dome, Kerman
گنبد جَبَلیّه ، کرمان
Kabood Dome (Hulako's Mother Tomb), Maraqeh
گنبد کبود (مقبرهٔ مادرهولاگو)‌ ...
Kabood Dome (Hulako's Mother Tomb), Maraqeh
گنبد کبود (مقبرهٔ مادرهولاگو)‌ ...
Brick Works of Soltanieh Dome, Abhar
آجرکاری گنبد سُلطانیه ...
Entrance of Soltanieh Dome, Abhar
ورودی گنبد سُلطانیه ، ...
Brick Works of Soltanieh Dome, Abhar
آجرکاری گنبد سُلطانیه ...
Ceiling Ornaments of Soltanieh Dome, Abhar
تزئینات سقف گنبد سُلطانیه ...
Ceiling Ornaments of Soltanieh Dome, Abhar
تزئینات سقف گنبد سُلطانیه ...
Entrance of Soltanieh Dome, Abhar
ورودی گنبد سُلطانیه ، ...
Ceiling Ornaments of Soltanieh Dome, Abhar
تزئینات سقف گنبد سُلطانیه ...
Ceiling Ornaments of Soltanieh Dome, Abhar
تزئینات سقف گنبد سُلطانیه ...
Brick Works of Soltanieh Dome, Abhar
آجرکاری گنبد سُلطانیه ...
Brick Works of Soltanieh Dome, Abhar
آجرکاری گنبد سُلطانیه ...
Brick Works of Soltanieh Dome, Abhar
آجرکاری گنبد سُلطانیه ...

تصاویر متعلق به وب سایت آفتاب می باشد.

برای دیدن ادامه کارت ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید  ...
ادامه نوشته

شهر من  ملایر

این مطلب در مورد شهر ملایر (شهر خودم) تهیه و گرد آوری شده است.

امید است ٬ مورد توجه همشهریان و هموطنان محترم قرار گیرد.در مورد دیر بروز شدن صفحات از مشتاقان عزیز معذرت می خواهم. دلیل این کم کاری پیش آمدن پروژه ای اجرایی بود که به لطف خدا   ۷۰٪ کار انجام شد.

تاريخچه ی ملاير
 
  ملایر ناحیه ای کوهستانی با آب و هوای سرد ومعتدل است که از دره و کوه پایه های زاگرس تشکیل شده است. منطقه ملایر همراه با بروجرد ناحیه بین رشته کوه لرستان و الوند را تشکیل می دهد و در بین شهرهای نهاوند، بروجرد، اراک، تويسركان و همدان قرار گرفته است.
 
    در نگاهي كه به تاريخ اين ديار خواهيم افكند ابتدا به دوران پيش از اسلام (ايران باستان) پرداخته خواهد شد كه اهميت ملاير در اين دوران مربوط به قلعه ها و مراكز جمعيتي آن است و سپس به دوران پس از اسلام تا پيدايش دولت آباد كه دوره هاي حكومت هاي خود مختار و منطقه اي است، پرداخته مي شود كه بر اساس آن حاكمان محلي و طايفه ها اهميت بسيار پيدا مي كنند، در آخر به دلايل و چگونگي بنيان شهر دولت آباد به عنوان نخستين مركز شهري ملاير و سير تكاملي آن مي پردازيم.
 
  

 ايران باستان
 
    هنگامي كه آريايي ها از سرماي شمال روسيه (سيبري) به سرزمين ايران كوچ كردند، يكي از اقوام آنها به نام ماد كه قوي ترين قوم آريايي بود در ناحيه غربي ايران كنوني ساكن شدند و آغازگر تاريخ ايران باستان گرديد.
 
    اين قوم جنگاور و دامپرور بودند و سرزمين تازه را كه سرسبز و گرم بود بهشت روياي خود يافتند. بعدها قوم ماد كشور ماد يا ماه را در باختر ايران بنا كرد و نخستين تمدن هاي انساني را تشكيل داد و كشور ماد يا ماه از ناحيه اي شامل اراك، ري، قم، اصفهان، ساوه، ملاير، نهاوند، همدان، كرمانشاه و پشت كوه لرستان كنوني تشكيل مي شد كه به اين منطقه بعدها ايالت كوهستاني يا جبل و بعد از آن عراق عجم گفتند.
 
    بنا بر آثار به جاي مانده در همدان كنوني و گفته هاي بزرگترين تاريخ نگار ايران باستان هرودوت يوناني پايتخت كشور ماد هگمتانه يا اكباتان(همدان كنوني)بوده است.بر اين اساس ملاير و نواحي نزديك به اين شهر از اهميت خاصي برخوردار بوده اند.در اين دوران ملاير به علت اهميت ترابري و جغرافيايي موقعيتي ويژه داشت.با ورود مادها به اين منطقه و تشكيل حكومت توسط آنها در ملاير نيز قلعه ها و مركز هاي جمعيتي به وجود مي آيد كه قلعه ها حافظ امنيت و حكومت بودند و مركزهاي جمعيتي روستا هايي كوچك بودند كه با توجه به حاصل خيزي ملاير و آب و هواي مناسب آن به دامداري،كشاورزي و صنايع ابتدايي مشغول بودند همانند روستاي داويجان،گوراب،شهر خرابه دهنو و جلگه شوركات آورزمان.
 
    آب و هواي ملاير در آن زمان بسيار متفاوت از وضعيت كنوني آن بوده است به طوريكه اشاراتي كه در كتابهاي حتي چند قرن اخير آورده شده بيانگر سرسبزي بسيار و جنگل هاي انبوه آن است ، كه مناسب براي دامداري و كشاورزي بوده است.حمدالله مستوفي مورخ مشهور قرن هشتم ه.ق. هنگام گذر از ملاير مي نويسد:
 
                          ملاير را جنگلي انبوه فراگرفته بود كه وقتي از ملاير به نهاوند رفتم به علت     
 
                             انبوهي جنگل آفتابي مشاهده نمي شد.ملاير انبار پسته ايران است
 
    در كتاب نادر شاه افشار آمده است كه از ملاير تا نهاوند جنگل ها به قدري انبوه بوده اند كه آفتاب كمتر مشاهده مي شده است. همچنين هنگام خاكبرداري در كوره هاي آجرپزي اطراف شهر در عمق زمين آثار رودخانه و ريشه هاي قطور درختان ديده مي شود و فسيل هاي گوناگوني در لايه هاي اين خاك هاي شني و رسي به چشم مي خورد.بنابر اين شواهد و موقعيت كوهستاني ملاير در دوران ايران باستان آب و هواي ملاير در زمستان ها سرد و پر برف و در تابستانها سبز و پر آب و پوشيده از جنگل بوده است.
 
    دژها و قلعه هاي ملاير كه اكنون دژ گوراب و قلعه نوشي جان از|آنها باقي مانده اهميت بسياري در حكومت هاي پيش از سلام داشته اند. پيرنيا(مشيرالدوله)در كتاب ايران باستان چنين مي نويسد:
 
 شاهان  هان اشكاني در همدان به سر مي بردند و در مواقع خطر براي حفاظت پادشاهي همدان را ترك كرده و به ملاير و دژهاي مستحكم آن روي مي آورده اند.
 
                      
 
    ملاير پيش از ساسانيان جزو حوزه اكباتان و در دوره ساسانيان يكي از نواحي نهاوند بوده است. از حوادث مهمي كه در عهد ساسانيان در ملاير اتفاق مي افتد يكي شكست خسرو پرويز از بهرام چوبينه در ناحيه شهر كنوني ملاير و ديگري مخفي شدن يزدگرد سوم هنگام حمله اعراب در قلعه اي بر كوهي در چند كيلومتري شهر كنوني ملاير كه هنوز به كوه يزدگرد مشهور ست مي باشد.
 
    بهرام چوبينه (گور) سردار نام آور خسرو پرويز پس از بدست آوردن پيروزي هاي بسيار در خاك روم بر شاه خود شورش مي كند و در جنگي كه در ناحيه شهر كنوني ملاير اتفاق مي افتد خسرو پرويز شكست مي خورد و به روم فرار مي كند. بهرام چوبينه بنا بر رسم آن دوران براي گرامي داشت اين پيروزي بزرگ قلعه چوبينه را در اين محل احداث مي كند. شكارگاه بهرام چوبينه (گور) نيز در همين ناحيه بوده است. بعدها در دوره قاجار شهر دولت آباد را در همين قلعه بنا كردند. اين قلعه تا حدود چهل سال پيش هنوز باقي بود.
 
    در ده كيلومتري جاده ملاير-بروجرد كوهي ست بنام يزدگرد كه آثار قلعه اي مخروبه بر آن هنوز باقي است.در تاريخ آمده است كه يزدگرد سوم آخرين شاه ساساني هنگامي كه از اعراب در مداين شكست خورد براي تجديد قوا و جمع آوري لشكر به حوالي نهاوند گريخت.از آنجا كه ملاير در آن زمان يكي از نواحي نهاوند بوده اين نام گذتري بي حكمت نبوده و اين مكان آخرين پناهگاه يزدگرد سوم بوده است.

●$ آموزش معماری و برخی از مسائل آن در ایران (IIIIII)

مسئله چهارم : تشریفات داوری، ارزشیابی و فقدان نقد اصولی


داوری و ارزشیابی یك اثر معماری فرایندی پیچیده،‌ حساس و دشوار است. زیرا معماری همانند علوم طبیعی تنها دارای قواعد و اصول معین، مشخص و آشكاری نیست كه همه آن را قبول داشته باشند و بتوان به سادگی یك اثر را نسبت به آن سنجید و ارزشیابی كرد، بلكه به‌عنوان یك حرفه‌ علمی ـ هنری، از برخی اصول، قواعد و عوامل نیز تأثیر می‌پذیرد كه ریشه در فرهنگ، تاریخ، فلسفه و حتی اندیشه‌های فردی طراح دارد و غالباً برخی از آثار، جنبه‌ای شخصی و فردی نیز به خود می‌گیرد. البته این موضوع به این معنی نیست كه داوری و ارزشیابی آثار معماری ممكن نیست، بلكه منظور این‌ است كه برای این اقدام باید با دقت به اصول و عوامل مؤثر در پیدایش یك اثر توجه كرد، زیرا داوری صحیح، نقش بسیار مهمی در اعتلای این حرفه می‌تواند ایفا كند.
امروزه در بسیاری از مراكز آموزش معماری معمول است كه هر مدرس، آموزش دانشجویان را به تنهایی برعهده می‌گیرد ودر پایان نیز خود به تنهایی آثار دانشجویان را داوری و ارزشیابی می‌كند بدون این كه داوری در تعامل با دیگر مدرسان قرار گیرد.
در جامعه حرفه‌ای نیز غالباً وضع به همین ترتیب است، یعنی یك طراح در تعامل دو سویه با مشتری یا كارفرمای خود اقدام به طراحی می‌كند وتوافق‌ طرفین منجر به تثبیت یك طرح معماری می‌شود. در كشور ما طرح‌های بسیار اندكی به مسابقه گذاشته می‌شود. در بعضی از مسابقات هیئت داوری به صورت گروهی نسبتاً منسجم و دارای گرایشی خاص، ونه به‌صورت گروهی متشكل از افراد صاحب‌نظر و بدون گرایش گروهی، به قضاوت آثار می‌پردازند و غالباً در این حالت با توجه به گرایش‌ گروه‌ داوران می‌توان از پیش اثر انتخابی را حدس زد، به این ترتیب شاید سالانه تنها چند مسابقه معماری به صورتی مناسب و شایسته برگزار می‌شود كه با توجه به شمار ساختمان‌هایی كه در كشور ساخته می‌شود، كافی نیست.
فضای حاكم بر مراكز آموزش معماری و دفاتر مهندسان مشاور و نیز نشریه‌ها و مجله‌های معماری نیز تاكنون امكان فراهم شدن شرایط مناسب برای نقادی طرح‌های معماری را پدید نیاورده است.
طبیعی است كه در چنین شرایطی، معماری، آموزش آن، طرح‌ها و آثار تولید و ساخته شده به‌نحوی شایسته ارتقا و اعتلا نمی‌یابد و لازم است محیط و شرایطی فراهم شود كه به شكل مناسب و به دور از كنش‌های غیرحرفه‌ای و غیرآموزشی بتوان آثار و طرح‌های معماری را مورد نقد قرار داد.

 

 

به پایان این مقاله نزدیک می شویم.