اگر هميشگي‌ باشد


خسروپرويز، به‌ محبوب‌ و همسر خود شيرين‌ گفت‌: پادشاهي‌ چيز خوبي‌ است‌ اگر هميشگي‌ باشد، شيرين‌ گفت‌: اگر چنين‌ بود كه‌ به‌ تو نمي‌رسيد!!

 

با آخرين سرعت، پيش به سوي نابودي دشت هاي بيستون

ديگر هيچ كس از محوطه هاي باستاني كه براي هميشه پشت سدها خاموش مي شوند يا در مسير جاده هامحو مي شوند، با تعجب ياد نمي كند. اين اتفاق آنقدر تكرار شده است كه شايد روزي اتفاق نيفتادنش را يك حادثه عجيب و دور از ذهن بدانيم. راز هاي سربه مهري كه پشت سد كارون سه براي هميشه خاموش ماند از جمله حوادث بسيار دردناكي بود كه آه از نهاد همگان برآورد.

 

ديگر هيچ كس از محوطه هاي باستاني كه براي هميشه پشت سدها خاموش مي شوند يا در مسير جاده هامحو مي شوند، با تعجب ياد نمي كند. اين اتفاق آنقدر تكرار شده است كه شايد روزي اتفاق نيفتادنش را يك حادثه عجيب و دور از ذهن بدانيم. راز هاي سربه مهري كه پشت سد كارون سه براي هميشه خاموش ماند از جمله حوادث بسيار دردناكي بود كه آه از نهاد همگان برآورد. خبرها رسيده از دشت هاي تاريخي و باستاني بيستون نيز ما را آماده مواجهه با يك اتفاق ديگر مي كند كه در صورت وقوع لايه هاي تاريخي بسيار ارزشمندي را براي هميشه از ذهن تاريخ وتمدن اين ديار كهن پاك خواهد كرد.
ساخت شركت هايي چون شركت قند و شكر و كارخانه هاي پتروشيمي اوره و آمونياك و تعريض خيابان هاي قديمي در هفته گذشته كه به تخريب بخشي مهمي از معماري شهر تاريخي تخت شيرين از شهرهاي مهم در قرن هفتم انجاميد و همچنين گسترش كارخانه سنگ بري كه به تخريب بخشي از تپه «هله بگ»از تپه هاي مهم دوره پارتي منجر شد از خبرهاي بسياراست عادي كه هر روزه از دشت بيستون به گوش مي آيد.
آنچه بيش از همه برنگراني مسئولان ميراث فرهنگي و گردشگري استان كرمانشاه دامن زده است اصرار اداره را ه و ترابري اين استان براي ساخت جاده كمربندي بيستون است كه ساخت آن در هر زاويه از اين دشت، تپه هاي باستاني و تاريخي بسياري را به نابودي خواهد كشاند.
اين جاده قرار است مردم شهر بيستون كه شامل سه شهر ك بيستون، الزهرا و پل بيستون است را به كرمانشاه برساند.
آخرين سرشماري عمومي در سال 75 نشان مي دهد كه شهر بيستون با سه شهرك سرپل بيستون، شهرك الزهرا و شهرك بيستون داراي 499 خانوار با جمعيتي 2 هزار و 455نفر و بر اساس آمار سال 77 مركز بهداشت اين شهر داراي 489 خانوار با جمعيتي در حدود 2هزار و 433نفراست كه بسياري از آنها در كارخانه قند بيستون مشغول بكار هستند.
تا قبل از انقلاب اين شهرك داراي 4خانوار بود كه بر روي گورستان تاريخي بنا نهاده شده بود و بعد از انقلاب جمعيت آن به دليل احداث كارخانه هاي مختلف زياد شد.
حال آنچه ذهن مسئولان ميراث فرهنگي و گردشگري استان را به خود مشغول داشته اين است كه آيا صرف هزينه هنگفت براي ساخت جاده كمربندي در دل آثار تاريخي و بر روي مرغوب ترين زمين هاي كشاورزي براي جابه جايي اين جمعيت اندك به صرفه است؟
«مليحه مهدي آبادي»، مدير پروژه بيستون مي گويد: «با توجه به اينكه دشت بيستون داراي تپه هاي تاريخي منحصر بفردي است و همچنين زمين هاي اطراف اين دشت جز مرغوب ترين زمين هاي كشاورزي كشور محسوب مي شود، ساخت چنين جاده اي هزينه بسياري زيادي را در بر خواهد گرفت كه اصلا بصرفه نيست.»
او مي گويد: «با توجه به پتانسيل تاريخي، باستاني و كشاورزي كه در اين دشت ها و زمين هاي اطراف وجود دارد بهترين راه اين است كه هزينه ساخت اين جاده كمربندي، صرف انتقال اين شهرك به جاي ديگري شود.»
جاده بيستون امروزه از دل شهر بيستون مي گذرد كه روزانه گذر ماشين هاي سنگين اين شهرتاريخي را با ترافيك بسيار سنگين روبرو كرده است. سازمان راه و ترابري استان براي رفع اين مشكل در نظر داشت اين جاده دو بانده را تعريض نمايد كه به اعتراض سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مواجه شد. به همين منظور راه و ترابري تصميم به ساخت اين جاده در حريم بيستون گرفت كه تا به امروز استعلام از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نشان داده است كه تمام مسير پيشنهاد بر روي تپه هاي تاريخي و باستاني قراردارد.
«مهندس عبدالقاسم حسيني»، رئيس اداره مطالعات سازمان راه و ترابري استان گفت: «جاده بيستون هم اكنون از دل شهر بيستون مي گذرد و آمار ها نشاه مي دهد در 10 سال آينده روزانه 1500 ماشين از اين مسيرعبور خواهند كه آلودگي هاي جويي آن بر آثار تاريخي بيستون تاثير بسيار زيادي خواهد گذاشت.»
او درباره احتمال جابه جايي شهر بيستون مي گويد: «بيستون يك شهر داراي كارخانه هاي بسياري زيادي چون قند، شير، صابون سازي، گونه بافي و... است. اگر اين جابه جايي صورت پذيرد آن زمان بحث جاده كمربندي منتفي است اما با توجه به شرايطي كه وجود دارد اين اتفاق امكان پذير نيست.»
اما هيچ سخني درباره شرايط موجود سخني به ميان نياورد.
درهمين حال «علي اصغر گلشن»، رئيس اداره راه و ترابري استان كرمانشاه
با توجه به نظر ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، مسير اعلام شده براي ساخت جاده را خارج ازعرصه بيستون مي داند و ساخت جاده كمربندي را تهديدي براي آثار تاريخي اين عرصه نمي داند.
اگرچه مهدي آبادي نظري مخالف اين نكته را دارد. او معتقد است كه گوشه گوشه اين دشت را تپه هاي باستاني و تاريخي در برگرفته است. او بررسي هاي گروه پژوهش سازمان فرهنگي و گردشگري را دليلي براي اثبات اين ادعا مي داند.
آمارهاي موجود نشان مي دهد كه جاده كمربندي در صورت گذر از دشت هاي بيستون مرغوب ترين زمين هاي كشاورزي در يك باند 300متري از بين مي رود. طبقه بندي هاي كشاورزي نشان از مرغوب ترين زمين هاي با خاك سياه در اين محدوده را داراست.
با اين وجود اداره راه و ترابري استان هر روز مسير جديدي را به ميراث فرهنگي و گردشگري اعلام مي كند و اصرار بر ساخت اين جاده كمربندي در حريم بيستون دارد.
ساخت و سازها در طول ساليان متمادي در دل طاق بستان مسئولان ميراث فرهنگي وگردشگري را در موقعيتي قرار داده است كه هيچ كاري جز افسوس خوردن برآنچه از ميراث فرهنگي اين از دست رفته است، از دست آن ها بر نمي آيد.
يكي ديگر از نگراني هاي براي ساخت اين جاده كمريندي اين است كه ساخت يك جاده فقط به آسفالت كردن چند متر زمين محدود نمي شود و كشيدن كابل برق، مخابرات و لوله هاي گاز از ديگر فعاليت هاي كه عرصه بيشتر ي از دشت هاي بيستون را خواهد گرفت.
این میراث را از  دست ندهیم.

(اونم به خاطر منافع خودمون)

نگاهي به کتاب طاق و قوس در معماري ايران

ظرافت انديشه


طاق و قوس در معماري ايران مجموعه اي است گرانقدر که درباره ي پوشش هاي قوسي و طاقي به گونه اي جامع بحث مي کند. در بخش اول آن تاريخ پيدايش قوس مورد بحث قرار مي گيرد و نمونه هاي مشهوري از اولين بناهاي تاريخي بررسي شده است و سپس از شيوه هاي شش گانه معماري ايران با جملاتي ساده و بياني زيبا سخن رفته است. نخست مشخصات شيوه ي پارسي و پارتي و ابعاد بناهاي معظمي مانند «تخت جمشيد»، «طاق کسري» و «طاق بستان». « زمرشيدي» در اين باره از نظرات «گيرشمن» و «گدار» استعانت مي جويد و ابعاد و اندازه ي بناها را به دقت به بحث مي کشد و فهرستي از بناهاي معروف عصر ساسانيان را که در گوشه و کنار ايران پراکنده اند و هنوز بسياري از آنها پابرجا هستند ، به دست مي دهد و سپس شيوه ي خراساني مورد توضيح قرار مي گيرد. شيوه ي خراساني از قرون اوليه دوره ي اسلامي در ايران و در دوره هاي صفاريان ، سامانيان و غزنويان تا پيدايش ديلميان در تمامي سرزمين هاي خاوري اسلام معمول بوده است. نويسنده، مسجد جامع اصفهان را از اين دوره نمونه مي آورد. بايد توجه داشت که بناي مسجد جامع اصفهان از اين دوره شروع و ادامه آن در دوره هاي بعدي ساخته شده و انواع سبک هاي معماري در آن يافت مي شود.

 اين اثر پر قدر و ساده و بي آلايش ، مرجعي است براي دانش پژوهان و هنر دوستان و دانشجويان و معماران که با استفاده از آن مي توانند در طرح ها و پروژه هاي خود، روحيه ، فرم و معيارهاي معماري دوران اسلامي را متناسب با عملکردهاي خاص زنده نمايند.

شيوه رازي که از اوايل دوره ي ديلميان آغاز و پس از ايلغار مغول و تا پايان دوره ي سلجوقيان در پهنه ي ايران بزرگ و آسياي صغير رواج داشته، مورد بحث قرار مي گيرد. شيوه ي آذري که بين حکومت ايلخاني و زمامداري تيموريان برپا بوده، تحولاتي را در اجزاء معماري مثل گنبدهاي مخروطي و هرمي شکل و گنبدهاي دو پوسته و قوس هاي تيز و تحولات شگرف در گره سازي و معرق به وجود آورده است.

شيوه ي اصفهاني که از دوره ي تيموريان آغاز مي شود و در دوره ي صفويه به نهايت اوج خود مي رسد آخرين شيوه اي است که به صورت خلاصه به کاربرد ضوابط هندسي و رياضي به آن اشاره مي شود.

در بخش ترسيم قوس ها آنها را به سه نوع تقسيم مي کنند:

قوس هاي مدور و مشابه آن

قوس هاي تيز ( شاخ بزي)

قوس هاي تزييني

نويسنده از صفحه ي 16 کتاب توضيح قوس ها را آغاز مي کند. روش وي در توجيه قوس ها بسيار جالب است و تا صفحه 258 انواع قوس هاي فوق الذکر را به ترتيب معرفي مي نمايد. وي نخست طريقه ي ترسيم قوس را توضيح مي دهد و سپس طريقه ي اجراي آن را بيان مي کند و نمونه هاي تاريخي اجرا شده ي آن را از طريق عکس هاي رنگي ارائه مي دهد. علاوه بر اين جزئيات، اجراي جالبي از طريقه ي اجراي قوس نيز به توضيحات خود اضافه کرده است که اين کار بر غناي تحقيق او مي افزايد، و گاهي طريقه ي استفاده از قوس نيز بيان شده است. به عنوان مثال در رابطه با اجراي قوس هلالي طريقه ي ترسيم آن گفته مي شود. علاوه بر آن، طريقه ي ترسيم قوس بر روي زمين نيز بيان مي شود و چگونگي پياده کردن قوس و اجراي آن با جزئيات گويايي بيان مي گردد. روش «استاد زمرشيدي» در ترتيب و تنظيم اين لغات به قدري گوياست که حتي افراد غير متخصص ساختمان نيز مي توانند با استفاده از تصاوير کتاب مقاصد او را دريابند.

در بخشي از کتاب طاق و قوس در ايران ، در رابطه با اجراي « قوس هلالي» طريقه ي ترسيم آن گفته شود. علاوه بر آن، طريقه ي ترسيم قوس بر روي زمين نيز بيان مي شود و چگونگي پياده کردن قوس و اجراي آن با جزئيات گويايي بيان مي گردد. روش «استاد زمرشيدي»در ترتيب و تنظيم لغات به قدري گوياستکه حتي افراد غير متخصص ساختمان نيز مي توانند با استفاده از تصاوير کتاب مقاصد او را دريابند.

سپس محقق بر توجيه نکات فني مربوط به اجراي معماري مي پردازد. از ميان بيان تصويري نويسنده، فنون به کار رفته در بناهاي قديمي ايران آشکار مي شود و ارزش هاي والاي هنرهاي اجداد ما روشن مي گردد. تجاربي که در ميان طاق ها و قوس ها و ديوارها و در پشت کاشي کاري نهفته است بسيار گران قيمت هستند و اگر تحقيقاتي پر ارزش نظير کتاب «طاق و قوس» انجام نشود، براي هميشه در کالبدهاي بناهاي قديمي، مدفون باقي مي مانند و نسل جوان ما هرگز به راز و رمز آن پي نمي برند. به هر حال صفحات اين کتاب را ورق مي زنيم و در ميان انواع طاق ها و قوس ها پيش مي رويم. هر کدام از آنها در جايي از بناهاي قديمي با فرمي خاص به کار رفته اند.

به عنوان مثال استاد پيرامون «قوس خنچه پوش تخت» چنين مي نويسد:

قوس خنچه پوش تخت يا خنچه هاي تخت از قوس هاي دسته سوم يعني قوس هاي تزييني است؛ اين قوس به دو صورت به کار مي رود.

* قوس منفرد: در اين حالت ابعاد قوس به اندازه ي محدود ساخته مي شود. يعني تيزه قوس ارتفاع و عرض قوس عمق آن را مشخص مي کند ( مثلاً ارتفاع قوس يک آجر و عرض قوس دو آجر).

* طاق خنچه پوش: در اين حالت پوشش براي راهروها و سقف هايي با دهانه ي کوچک مورد استفاده قرار مي گيرد ( پوشش گلويي و طاق تخت در دهانه بيش از 150 سانتيمتر به کار مي رود ) و بعد اضافه مي نمايد به طور کلي ساختن قوس خنچه اي دو مرحله دارد:

الف- ساختن گلويي در دو طرف

ب – پوشش طاق در ناحيه وسط

و بعد حمام وکيل کرمان را مثال مي آورد و بارگاه حضرت احمد بن موسي(ع) شيراز.

وي براي آن که بتواند براي انواع قوس ها و طاق ها مثالي بياورد رنج سفر را به جان خريده و در گوشه و کنار ايران از طاق ها و قوس هاي آن عکس گرفته است و بدين وسيله کاربرد قوس هاي و طاق ها را با مثال هاي زنده بيان مي دارد. مثلاً در رابطه با قوس نيم دايره، عمارت چهل ستون و دروازه کوشک قزوين را در کنار خانه بروجردي ها در کاشان مثال مي زند و سپس نماي تالار کريم خان کاخ گلستان را در کنار صحن اتابکي بارگاه حضرت معصومه (س) قرار داده و آنها را مثال اجرايي قوس نيم دايره قرار مي دهد.

در مورد کاربرد قوس بيز مسجد جامع فهرج يزد مثال مي شود و طاق سردر موزه ي ايران باستان ، مثال قوس چيله تند ( بيضوي ساساني) قرار مي گيرد .

طريقه ي ترسيم قوس پنج و هفت تند را به دقت توضيح مي دهد و ايوان مسجد جامع امام اصفهان را مثال اين قوس قرار مي دهد . در اين مورد بازار وکيل شيراز، شبستان مسجد امام اصفهان و سراي والي در کاشان مثال هاي زيباي ديگري هستند که صفحه ي 175 «کتاب» را مزين کرده اند و بالاخره مدرسه ي ابراهيم خان کرمان معرف قوس پنج و هفت معمولي مي گردد.

قوس تخت بلند، در مرحله ي نخست مثال مشهوري را پيش مي کشد و آن دور تخت چهار بخشي شبستان زمستاني مسجد جامع اصفهان است و پيش نماي منزل عرب ها در يزد به اين عنوان مطرح مي شود. در اين مسير هرچه پيش مي رويم غناي کار زمرشيدي بر ما بيشتر روشن مي شود. او به ازاء انواع قوس ها انواع بناها را مورد تجزيه و تحليل بصري قرار مي دهد.

اين کار ارزش هاي فراوان در خود نهفته دارد، اولاً جزئياتي از معماري دوران اسلامي را معرفي مي نمايد، ثانياً طريقه ي دقيق ساختن آنها را بازگو مي کند.

(تاکنون هيچ اثري چنين ساده و در عين حال گسترده در جزئيات معماري دوران اسلامي ايران به عمق نرفته و آنها را به صورت سيستماتيک با الگوهاي طاق و قوس دسته بندي نکرده است).

البته بيگانگان مانند گيرشمن و گدار در اين باره حرف هايي داشته اند و آرتور اوبهام پوپ در اين باره کاري شگرف و با وسعت قابل توجهي ارائه داده است. اما نبايد فراموش کرد که تنها استاد گرانقدر و پير ما پيرنيا هنر پيشرو اين دنياي پر پيچ و خم است. و او تنها کسي است که گنجينه ي گرانقدري به نام دايرة المعارف هنر معماري دوران اسلامي را در سينه دارد و بهتر از هر کس ديگري راز و رمز فرم و فضا را در معماري ايران مي داند.

و ( زمرشيدي اگرچه در اين دنياي پرپيچ و خم، تازه واردي بيش نيست ولي با کتاب هاي با ارزش خود ره صد ساله را چند روزه طي کرده است).

از صفحه 258 کتاب به بعد طاق هاي دو پوششه و طريقه ي ترسيم و اجراي آنها به بيان کشيده مي شود. رئوس مهم کتاب در زمينه ي پشت بندها، حائل ها ( مثال مسجد کبير يزد) و چهار طاقي ها و عرقچين ها، دور مي زند و پوشش ها و طاق ضربي و خفته راسته توضيح داده مي شود. در پايان طاق ها و قوس هايي که در ساير کشورهاي اسلامي به کار گرفته شده و توپولوژي طاق هاي غيرايراني به صورت ترسيم هاي زباندار ارائه مي شود و در نهايت با چند صفحه واژه نامه که طي آن اصطلاحات بنـّايي ايران توضيح داده شده است کتاب به پايان مي رسد.

اين اثر پر قدر و ساده و بي آلايش ، مرجعي است براي دانش پژوهان و هنر دوستان و دانشجويان و معماران که با استفاده از آن مي توانند در طرح ها و پروژه هاي خود، روحيه ، فرم و معيارهاي معماري دوران اسلامي را متناسب با عملکردهاي خاص زنده نمايند. کار زمرشيدي چراغي است در دنياي تاريکي که به نام معماري مدرن از سوي استکبار جهاني به ما عرضه شده ، که زير نور کمرنگ آن مي توان ارزش هاي والاي معماري دوران اسلامي را به روشني ديد و زرق و برق هاي هدف دار معماري دول خارجي را فراموش کرد. در پناه چنين چراغ هايي مي توانيم هويت هاي والاي خود را در يابيم.

دکتر غلامحسين مجتهد زاده

(استاد دانشکده ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران)

● نمایشگاه معماری در خانه هنرمندان

 Mehdi Alizadeh . مهدی علیزاده بعد از وقفه‌ای که در برگزاری نمایشگا‌ه‌های معماری در تالار میرمیران خانه هنرمندان به علت برگزاری کنگره جهانی معماران به وجود آمد، اینروز‌ها این تالار میزبان مهدی علیزاده ‌است؛ عليزاده متولد 1314، فارغ‌التحصيل دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. انچه وی را یکی از شاخص‌ترین معماران ایران ساخته، 45 سال سابقه حضور به همراه كارنامه‌ای درخشاني در عرصه طراحی واحد‌های مسكوني است.
وی را از بیانیه مشترکی که چندی پیش در مخالفت با تخریب یکی از آثارش توسط تعدادی از تشکل‌های صنفی و فرهنگی معماری صادر شد به یاد می‌آوریم؛ برنامه ریز نمایشگاه‌های معماری در خانه هنرمندان ایران، جامعه مهندسان معمار ایران است.
روز پنج‌شنبه 27 مرداد نیز جلسه معرفی و نقد معماری امروز ايران جهت نقد آثار مهدی عليزاده در خانه هنرمندان برگزار خواهد شد.

گواهینامه

سلام.

خوبین؟

امروز آزمون گواهینامه (شهری) داشتم.

رد شدم اونم با بی انصافی (شاید از نظر من اینطور باشه)

تمام کارها رو درست انجام دادم  دیگه داشت تموم میشد سرهنگه بهم گفت پارک دوبل بگیرم تمومه.

منم کلی حال کردم(آخه از اون سخت گیراست . امروز از ۴۸ نفر یه نفر قبول شد دیگه خودتون حساب کار دستتون میاد!!)

منم خواستم پارک دوبل کنم ( کلی حال کردم همه قبل از رسیدن به این مرحله افتاده بودن)

همه  کارها رو انجام دادم غیر از نگاه کردن به آیینه.

بعد بهم گفت رانندگیت عالیه (خداییش درست گفت ) اما حیف که به آیینه نگاه نکردی و همین میتونه موجب تصادف بشه.منم قبول کردم.

میخواستم پیاده شم که گفت دفعه ی بعد اگه با خودم باشی آیینه هم نگاه کنی قبولی.(با این حرفش یه کم روحیه ی خط خطیم صاف شد.گواهینامه گرفتن از اون مثل رد کردن هفت خوان رستمه!!!)

خوب دیگه اینم از داستان ما.

خدا نگه دار

● چهارمین كنگره دانشجویان معماری و شهرسازی ایران

 
کیانوش ناصرالمعمار نخستین كنگره دانشجویان معماری و شهرسازی كشور، سال 76 در اصفهان برگزار شد و تاكنون به ترتیب هر دو سال یکبار توسط دانشگاه‌های آزاد شیراز و تبریز این همایش دانشجویی که بزرگترین میثاق دانشجویی در این عرصه است، برگزار شده است.
دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و مشخصا کیانوش ناصرالمعمار (توسط حکم رسمی ریاست دانشگاه آزاد اسلامی قزوین) در حال حاظر متولی برگزاری این کنگره است. نکته نه چندان دلچسب تاخیر چند ساله برگزاری این دوره از کنگره است. به نظر می‌رسد لازم باشد موسی خانی (رییس دانشگاه آزاد قزوین) و سلطانزاده (رییس دانشکده معماری) که هر دو از شخصیت های حامی پژوهش و دارای کارنامه‌ای موفق در این حوزه هستند، با قبول مسولیت در مقام موسولین دانشگاه برگزار كننده چهارمین كنگره دانشجویان معماری و شهرسازی ایران، قبول مسوولیت كرده بیش از این دانشجویان و پژوهشگران جوان را در انتظار نگذارند.

تادائو آندو،مدالیست 2005 UIA

 

 

مدال طلای UIA 2005 را معمار برجسته ژاپنی، تادائو آندو(Tadao Ando ) دریافت خواهد کرد.

 

 



ضمن انتشار این خبر، هیئت داوران UIA تصریح کرد : " استادانه استفاده کردن آندو از مصالح مختلف، بتون تقویت شده که او به آن حس لطافت می بخشد،چوب که آن را هنرمندانه بکار می برد،شیشه،آب،نور و ... ، او را به یک استاد بزرگ معماری بدل کرده است.

اتحادیه بین المللی معماران UIA این نشان ویژه را به معماران زنده ای که با فعالیت های خود در جهت خدمات انسانی ، اجتماعی و پیشبرد هنر معماری گام های مؤثری برداشته اند، اهدا می کند.

پایان ترم

سلام.

بالاخره کار دانشگاه تموم شد.

اما هنوز کارنامه نیومده(چه بهتر!!)

چهارشنبه آخرین ژوژمانم بود.راندو ی سه پلان و دو برش و دو نما.

این کارها مال استاد ذوالفقاری بودند.

راستی میخواستم آخر ترم استادام رو معرفی کنم.

استاد جودکی  : تنظیم شرایط محیطی

استاد ذوالفقاری : تمرینهای معماری

استاد پرچمی : درک و بیان معماری

استاد مشیدی : هندسه ی ترسیمی

و بالاخره استاد نوابخش : ریاضی

اینا که گفتم واقعاْ استادند.

بهشون خسته نباشید میگم.(نمره ها رد شدن - گفته باشم )

خوب دیگه این ترم گذشت.

بازسازی و مرمت معبد Cheng hoon teng  

معبد متعلق به قرن هفدهم، قديمي‌ترين عمارت براي عبادت رسمي و تشريفاتي گروه چيني‌هاي مهاجر در شبه‌جزيره مالاكا است

معبد استاندارد بالاي اجراء تكنيكي مرمت را نشان مي‌دهد. و يك نمونه ارزشمند براي كارهاي ديگر مرمتی مالزي و منطقه مي‌باشد. زيرا كه نتيجة آن درك واضح راه و روش اعمال پروژه است و بهترين تمرين براي حفاظت مي‌باشد. پروژه، با موفقيت، استفاده از مواد اوريجينال (اصلي) و بهتر بودن تكنيك‌هاي صنعتگران را نشان مي‌دهد و يك ساختمان تاريخي را براي انجمن، تبديل به يك پرستشگاه (محل عبادت) كرده است.



پروه شامل اضافه كردن سيم‌هاي برق به داخل ساختمان بود كه اين كار با بيشترين دقت انجام شد تا كمترين آسيب را به زيبايي‌هاي ساختمان بزند.

در مرمت تزئينات موجود در نما، توجه ويژه‌اي معطوف شده بود بر روي اين كه از روش‌ها و مواد صنعتي و محلي استفاده شود تا با اين كار، حفاظت و مرمت بنا، آن را هر چه بيشتر به شكل اوليه‌اش بازگرداند. براي مثال، «تاچيك» يك نقاشي محلي با رنگ لاكي ، كه روي تير سقف به عنوان يك لايه محافظ در برابر موريانه و يك پايه براي به كاربردن ورق طلا، نقاشي شده است. سپس ورق طلايي، با روش‌ها و ابزار سنتي، به كاربرده شده. درست همانند كاري كه در مرمت «شين ‌نين» (كارهاي تزئيني چيني)، صنعتگران چيني انجام مي‌دادند. آنها از كاسه‌هاي چيني وارداتي استفاده مي‌كردند كه مخصوص اين كار ساخته شده بودند به طوري كه اين كاسه‌ها را مي‌شكستند و از تكه‌هاي خردشده آن استفاده مي‌كردند. به اين صورت كه از تكه‌هاي جديد، به جاي تكه‌هاي قديمي كه ديگر وجود نداشت، استفاده مي‌كردند يعني تكه جديد را در ميان قسمت‌هاي قديمي قرار مي‌دادند. همچنين، در بازسازي «
chai hui» (نقاشي‌هاي روي ديوار) متخصصان هنرمند چيني استخدام شدند تا اين نقاشي‌هاي روي ديوار را با رنگ اصلي tempera و رنگ‌هاي ارگانيك تعمير و بازسازي كنند.



براي نقاشي مجدد ساختمان، نوعي آهك شفته از چين واردكردند.

در بازسازي سقف، تقريباً 75 درصد از تيرهاي چوبي به منظور برقراري استقامت بنا، تعويض شدند. تيرهاي آسيب‌ديده و عناصر سازه ا‌ي با فريم‌هاي مقاوم آهني كه سفارش داده شدند تعويض شدند. جايگزيني تيرهاي گرد پرلين، كه با دست خم شده بودند، و سروته آنها را با ورقه‌هاي مسي‌پوشانده بودند، توسط نجاران محلي انجام پذيرفت.

حفاظت و جامعه: با توجه به اهميت ادامه حيات معبد و اهميت و بحراني بودن نقش فرهنگي آن طرح مرمت بايد اين اطمينان را مي‌داد كه معبد به خدمات روزانه به جامعه ادامه مي‌دهد. همان‌طور كه از چهار قرن قبل اين كار را كرده بود. در همين زمان، اعضاء انجمن معبد، مردم را نسبت به ارزش آثار و اهميت معبد "چنگ‌هون تنگ" آگاه كردند و آنها را نسبت به ادامه حمايت و نگهداري كردن از اين بناي اهدا شده، تحريك كردند.

همچنين اين پروژه آگاهي مردم را در رابطه با تمرين و نگهداري و راه و روش درست نگهداري از بناهاي تاريخي در جامعه، بالا برد. و همانند جرقه‌اي بود در جهت تلاش براي حفاظت‌ها و مرمت‌هاي بعدي.

این مقاله ترجمه یکی از مقاله های سایت یونسکو می باشد .برای مراجعه به متن انگلیسی می توانید به سایت یونسکو مراجعه کنید.