●$ آموزش معماری و برخی از مسائل آن در ایران (II)

اینم ادامه ی متن . . .

 

در زمینه تعریف معماری باید اشاره شود كه دیدگاه‌های بسیار متفاوت و متنوعی از گذشته تا امروز نسبت به این تخصص وجود دارد، كه می‌توان آن را حداقل به سه تعریف كلی طبقه‌بندی كرد:
در ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین تعریف، به معماری به‌عنوان یك حرفه و فن نگریسته می‌شود كه براساس آن یك فضا به‌طور عمده باید براساس كاركرد بنا و اصول سازه و فن ساختمان و سپس شرایط محیطی، طراحی و ساخته شود. معماری براساس این تعریف بیشتر به‌عنوان یك تخصص فنی، حرفه‌ای و اجرایی مورد توجه قرار می‌گیرد. این نگرش در بسیاری از مراكز آموزشی در كشورهای آلمان و اتریش دیده می‌شود و بر پایه آن معماری و عمران بسیار نزدیك به هم دیده می‌شود.
در تعریف دوم معماری، به صورت عمده، به‌عنوان یك حرفه و رشته فنی ـ هنری نگریسته می‌شود كه بر پایه آن در طراحی یك فضا، افزون بر جنبه‌های سازه‌ای و فنی باید به نكات و خصوصیات هنری فضا، كاملاً توجه كرد و هر فضای معمـــــــــــــــــار می‌تواند به‌عنوان یك اثر هنری مورد ملاحظه قرار گیرد. اهمیت جنبه‌های هنری هر فضای معماری یا شهری در این نگرش به گونه‌ای است كه باید آن را مهم‌ترین معیار سنجش یك اثر به شمار آورد.
براساس همین دیدگاه دانشكده هنرهای زیبا یا بوزار در فرانسه شكل گرفت و دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تقلید از آن تكوین یافت. زیرا از این نگرش، هنر معماری وجوهی مشترك با سایر هنرهای زیبا مانند نقاشی، گرافیك، مجسمه‌سازی، موسیقی و برخی از دیگر هنرها دارد و به این دلیل این رشته در كنار سایر رشته‌های هنری قرار می‌گرفته است، در حالی كه بر پایه نگرش نخست غالباً رشته معماری در دانشكده فنی و مهندسی و در كنار رشته‌هایی مانند راه و ساختمان، عمران و مانند آن قرار دارد.
نگرش سومی كه از دهه‌های اخیر مطرح شده است، توجه به معماری به‌عنوان هنری است كه از برخی مباحث نظری در زمینه فلسفه، روان‌شناسی، فرهنگ و تاریخ تأثیر می‌پذیرد، و هر چند كه در برخی موارد به نظر می‌رسد در زمینه نقش تئوری در طراحی افراط می‌شود، اما در مجموع دیدگاه‌های قابل توجهی در این زمینه وجود دارد كه نمی‌توان آن‌ها را نادیده انگاشت.

 


 

 امیدوارم زنگی تان پر از مهر باشد . . .

●$ آموزش معماری و برخی از مسائل آن در ایران (I)

 

 

معماری در دنیای كهن به‌عنوان حرفه‌ای مطرح بود كه از یك سو از فنی‌ترین حوزه‌های مربوط به علوم‌ ساختمانی تا هنری‌ترین مباحث مربوط به زیبایی‌شناسی، و از سوی دیگر از طراحی در مقیاس كوچك یك عنصر تأسیساتی مانند یك آب‌انبار یا پل كوچك یا اصطبل تا طراحی یك محله و یك شهر را دربر می‌گرفت و هر چند كه در هر یك از حوزه‌های فوق‌ افرادی صاحب‌نظر و حرفه‌ای‌تر بودند و سلسله‌مراتبی نیز بین معماران گوناگون وجود داشت، اما در مجموع همه فعالیت‌های فوق در حوزه معماری قرار داشت. بیش از شش دهه است كه از آموزش معماری به شكل امروز در دانشگاه‌های ایران سپری می‌شود اما هنوز روش یا روش‌های كاملاً رضایت‌بخشی شكل نگرفته است و این نكته كمابیش در همه دانشكده‌های معماری وجود دارد. در این نوشتار به صورتی ساده و كلی تلاش می‌شود كه برخی از عواملی كه موجب عدم شكل‌گیری روش‌های، مناسب و رضایت‌بخش آموزشی شده است، مورد اشاره قرار گیرد:

مسئله نخست: تعریف معماری


هر رشته دانشگاهی به‌صورت بنیادی باید براساس اهداف و نیازهای مشخصی شكل گیرد تا بتوان در طی آن متخصصان و افرادی را آموزش داد و تربیت كرد كه بخشی از نیازهای جامعه را برآورده سازند.
عوامل گوناگونی در شكل‌گیری هدف یا اهداف آموزشی هر رشته مؤثر است كه یكی از مهم‌ترین آن‌ها، نیازهای عینی و ملموس جامعه می‌باشد، به نحوی كه می‌توان اظهار داشت بسیاری از رشته‌های دانشگاهی در دنیای معاصر براساس نیازهای موجود یا آتی جامعه شكل می‌گیرند یا توسعه می‌یابند.

گسترش روز افزون تقسیم كار و انواع فعالیت‌های اجتماعی غالباً موجب ایجاد تخصص‌ها، رشته‌ها و گرایش‌های جدید دانشگاهی می‌شود كه در زمینه معماری نیز چنین شده است واز چند سال پیش معماری از كارشناسی ارشد پیوسته به كارشناسی و كارشناس ارشد ناپیوسته با گرایش‌های متفاوت تغییر یافته است وبه این ترتیب كسانی كه در دوره كارشناسی ارشد در حوزه معماری فارغ‌التحصیل شوند، در زمینه یك گرایش تخصصی تحصیل خواهند كرد و از این لحاظ نسبت به گذشته پیشرفت قابل ملاحظه‌ای حاصل شده است.
از حدود یك قرن پیش به تدریج حوزه وسیع و گسترده
معماری ابتدا به سه حوزه معماری، عمران (راه و ساختمان) و شهرسازی (طراحی شهری و سپس برنامه‌ریزی شهری) تقسیم شد و سپس این رشته به حوزه‌های دیگری مانند طراحی منظر، مرمت بناها، طراحی فضاهای مسكونی و غیره در حال تجزیه است و می‌توان اظهار داشت كه متناسب با گسترش تقسیم كار و فعالیت‌های اجتماعی مربوط به انواع فضاهای معماری و شهری، تجزیه این رشته به رشته‌های جدید دانشگاهی و حرفه‌ای ادامه خواهد یافت.
اما هنوز یك نكته اساسی و مهم در رشته
معماری باقی مانده است،‌ و آن چگونگی نگاه مراكز آموزشی به معماری یا به عبارت دیگر نگرش و تعریف هر یك از مراكز آموزشی نسبت به معماری است.

 

 

ادامه در جلسه ی بعد . . .

 

جانوران افسانه ای در یونان باستان

 
Chimaera__ARCHIRAN.TK
Chimaera ترکیبی از شیر ، بز و مار
 

 
آرگوس (Argus) : آرگوس، یکی از قهرمانان اساطیر یونان است که به آرگوس مشاهده گر مشهور است. علت این نام گذاری تعداد فراوان چشمان او بوده که در بعضی روایات 4 چشم و در بسیاری از داستانها و نقاشیها دارای 100 چشم بوده است که در سراسر بدن او قرار داشتند. این خاصیت، آرگوس را به یک نگهبان ایده آل مبدل کرده بود و هرا، همسر زئوس، او را برای نگهبانی زئوس و معشوقه اش ایو Io، گماشته بود. اما زئوس به هرمس، پیغامبر خدایان، دستور داد تا ایو را برباید و هرمس خود را به شکل چوپانی درآورد و با حکایتهای طولانی و آوای نی خود، آرگوس را به خواب برد و ایو را دزدید. در بعضی از داستانها، آرگوس در آخر به دست هرمس کشته میشود.

کایمرا (Chimaera) : کایمرا فرزند اژدهایی صد سر به نام تایفویوس (Typhoeus) و موجودی نیمه پری، نیمه مار به نام اکیدنا (Echidna) است و یکی از معروفترین هیولاهای اساطیر به شمار میرود. کایمرا موجودی با دو سر شیر و بز در یک سو و دمی با سر مار از سوی دیگر بوده است. بدن او هم نیمی شیر و نیمی بز بوده و از دهانش آتش میریخته است. این هیولا ، با از بین بردن گله های دامداران و حمله به مردم، موجب وحشت اهالی لیسیا Lycia بود و به دست مردی به نام بلروفون (Bellerophon) از اهالی کورینت (قرنت) کشته شد.

سایکلوپ ها (Cyclopes) : یونانیان خدایان و هیولاها را فرزندان تیتان ها- خدایان اولیه- میدانستند که بیشتر آنها فرزند گایا (Gaea) الهه مادر و اورانوس (Uranus) بودند. اورانوس خدای آسمان و فرزند گایا بود و گایا خود به تنهایی او را به وجود آورده بود. این دو با یکدیگر فرزندان بسیاری به وجود آوردند که شامل 12 تن از تایتان ها نیز هست. سایکلوپها، که غولهایی یک چشم بودند، سه نفر بودند و نماد رعد، برق و صاعقه به شمار می آمدند. این غولها، اولین آهنگران بودند و توسط تایتانی به نام کرونوس (Cronus)، زندانی شدند. زئوس، هنگام شورش بر علیه تایتانها، سایکلوپ ها را آزاد کرد و در عوض آنها اسلحه معروف او، صاعقه و تندر را به او هدیه دادند.
 

 
Cerberus__ARCHIRAN.TK
Cerberus سگی با سه سر
 

 
اکیدنا (Echidna) : هیولای مونثی که نیمی پری و نیمی مار بود و در غاری زندگی میکرد. او تنها هنگام شکار غار را ترک میکرد و هر موجودی که از آن حوالی میگذشت را میخورد. این موجود فانی اما درای عمری طولانی بود و توسط آرگوس کشته شد.

هکتاتون کایرس (Hecatonchires) : هکتاتون کایرس به معنی "صد دست" است. این موجودات با 50 سر و 100 دست قدرتمند، فرزندان گایا و اورانوس بودند. این سه موجود صد دست، از پدر خود متنفر بودند و اورانوس آنها را به رحم مادرشان باز گرداند. آنها بعدها در شورشی علیه اورانوس شرکت کردند، اما کرونوس(برادرشان) باز هم آنها را به زندان انداخت و بعد توسط زئوس آزاد شدند و به نبرد با تایتانها پرداختند. آنها میتوانستند در آن واحد چندین تخته سنگ عظیم را به سمت دشمنان خود پرتاب کنند.

غولها (Giants) : غولها، موجودات عظیم الجثه ای بودند که در اثر بر زمین ریختن خون اورانوس به وجود آمده بودند. آنها به زئوس و خدایان المپ نشین حمله کردند و برای رسیدن به مقر آنها، بالای ک.هی رفته و با روی هم گذاشتن تجهیزات جنگی خود، راهی برای رسیدن به مقر خدایان ایجاد کردند. خدایان در نهایت توانستند با کمک هرکول، قهرمان اساطیری و فرزند زئوس، غولها را شکست بدهند و آنها را در زیر آتشفشانها دفن کنند.

گورگون ها (Gorgons) : در اساطیر یونان، گورگون هیولایی مونث، با بدنی پوشیده از فلسهایی نفوذ ناپذیر، موهایی از مارهای زنده، دندانهایی تیز و چهره ای چنان زشت بوده اند که هر کس به آنها نگاه میکرد به سنگ تبدیل میشد. آنها سه تن بودند که دوتا از آنها جاودان بودند و سومی که مدوزا نام داشت فانی بود. یونانیان از تصویر سر این هیولا برای آراستن سپرهای خود استفاده میکردند تا دشمنان خود را وحشت زده کرده و خود را از قدرتهای شیطانی محافظت کنند.


 
Medusa__ARCHIRAN.TK
تصویر گرافیکی از Medusa
 

 
مدوزا (Medusa) : مدوزا در ابتدا دوشیزه ای بسیار زیبا بوده است، اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا میکند، موجب خشم این الهه میشود و آتنا، او را به شکل کریه ترین موجود ممکن، یعنی یک گورگون در می آورد. از آنجایی که مدوزا در اصل انسان بوده است، فانی بوده و در نهایت توسط یکی از قهرمانان اساطیری به نام پرسیوس (Pereus) کشته میشود. پرسیوس که تحت حمایت آتنا به نبرد با مدوزا رفته بود، موفق میشود بت هوشمندی سر او را از بدن جدا کند. گفته میشود که در این زمان، دو تا از موجودات افسانه ای، پگاسوس (Pegasus) و کریسائور (Chrysaor) که فرزند مدوزا و پوزئیدون بوده اند، از بدن مدوزا خارج شده اند.

تایفویوس (Typhoeus) : تایفویوس، اژدهایی با نفس آتشین، صد سر و خستگی ناپذیر بوده است. گایا، در اوج نا امیدی او را به دنیا آورد تا از تایتانها در مقابل المپیان محافظت کند. او تا حد زیادی موفق میشود و تعدادی از خدایان المپ را فراری داده و زئوس را به بند میکشد. هرمس به نجات زئوس میآید و زئوس هم با استفاده از تیرهای صاعقه، تایفویوس را از بین میبرد. گفته میشود که تایفویوس زیر کوه اتنا (Etna) در سیسیل دفن شده است.

سربروس (Cerberus) : سربروس هم یکی دیگر از فرزندان تایفویوس و اکیدنا است و سگی سه سر، با ماری به جای دم است. این هیولا نگهبان جهان مردگان بوده است. او به مردگان اجازه ورود میداده و مانع خروج آنها از جهان زیر زمین میشده است. تنها چند تن از افراد زنده موق شدند به طریقی از این سد بگزرند و به دنیای مردگان رفته و بازگردند. یکی از این افراد اورفئوس (Orpheus) بود که توانست با خواندن آواز او را خواب کند و به نجات همسرش یوریدیس (Eurydice) برود. هرکول نیز، در آخرین ماموریت خود موفق شد سربروس را از جایگاه خود خارج کند و به شاه یوریستئوس (Eurystheus) پیشکش کند.

سیرن ها (Sirens) : سیرن ها خواهرانی بودند که در بخشهای پر صخره دریا میزیستند. آنها آوازی بسیار زیبا و فریبنده داشتند و دریانوردان را با آوای خود گمراه کرده و به کام صخره های مرگ آور میکشیدند. گفته میشود که این چهار خواهر، فرزندان آکلوس Achelous خدای طوفان بوده اند.

 
Pegasus__ARCHIRAN.TK
Pegasus یا اسب بالدار
 

 
پگاسوس (Pegasus) : پگاسوس اسبی بالدار و فرزند رابطه مدوزا و پوزئیدون است. او زمانی که سر مدوزا توسط پرسیوس از تن جدا شد، به دنیا آمد و توسط بلروفون اهلی شد. پگاسوس در طی ماجراهای این قهرمان، مرکب او بود و به او در از بین بردن کایمرا کمک کرد. اما زمانی که بلروفون میخواست به کمک او به المپ برسد، توسط زئوس از اسب سرنگون شد و پگاسوس به تنهایی به المپ رسید و در آنجا ماندگار شد.

کریسائور (Chrysaor) : کریسائور، دومین فرزند مدوزا و پوزئیدون است. درباره این موجود اطلاع زیادی در دست نیست، تنها میدانیم که او به احتمال زیاد یک غول بوده و جنگجویی قدرتمند به شمار می آمده است و نام وی شمشیر طلایی معنا میدهد.

پایان ترم اول

سلام.

باز به آخر ترم رسیدیم و وقت امتحانات شد.

آزمون هایی که هیچگاه میزان اطلاعات دانشجو و یا محصل را به طور صحیح مشخص  نمی کنند.

سیستم آموزشی در کشور ما خراب است و گمان میرود تا چندین سال دانش آموزان و دانش جویان موش آزمایشگاهی این کشور و نظام آموزشی بدون پایه باشند.

زیاده گویی نمی کنم.

فردا امتحان زبان تخصصی در معماری دارم. امیدوارم نمره ی خوبی از این ۲ واحد نصیب خودم کنم. استاد محترم این درس آقای مهندس جودکی هستند. این باب خوبی است برای معرفی دیگر استادان در این ترم :

آشنایی با معماری جهان٬ مهندس حسینی هزاوه

تعمیر و نگهداری ساختمان و نقشه برداری (تئوری)٬ جناب مهندس جمشیدی

پرسپکتیو و نقشه برداری (عملی)٬ مهندس حاج عباسی

آشنایی با معماری اسلامی٬ دکتر مشهدی

معارف اسلامی (یکی از دروس تخصصی برای تمامی رشته ها !!) آقای حیدری

آقای شیخی (یکی از دروس تخصصی برای تمامی رشته ها !!)

دکتر کرامتی٬ تربیت بدنی (ورزش خودمون!)

 


راستی تا وقتی که نظرات به حد مطلوب نرسند از نوشتن در این وبلاگ خودداری می کنم.


آناليز مواد برای شناخت و تعیین قدمت

• شامل: شيمي تر، طيف سنجي پراش پرتو ايکس (XRD)، فلورسانس اشعه ايکس (XRF)، طيف سنجي پلاسماي جفت شده القايي ( ICP)، کروماتوگرافي گازي و طيف سنجي تبديل فوريه-مادون قرمز (GC/FT-IR)، الكتروشيميايي و خوردگي 
• مطالعات ميكروسكوپي و ساختاري مواد
شامل: سنگ شناسي (پتروگرافي)، فلز شناسي (متالوگرافي)، ميكروسكوپهاي کانفوکال، SPM و بخش راديوگرافي اشعه ايكس
• مطالعات بيولوژيكي
• ساليابي
كربن 14، ترمولومينسانس، دنروكرونولوژي

فردا امتحان پرسپکتیو دارم. سخته اما جالب!

نظرات بسیار کمه

آيين ايرانيان __ مقاله ای بسیار جذاب و ارزشمند

همدان يا آنادانا


 
آثار و بقاياي ابنيه تاريخي و يادمان هاي باستاني از عناصر مهم و جذب كننده سياحت گر داخلي و خارجي است. استان همدان با قدمت تاريخي قابل ملاحظه خود داراي جاذبه هاي تاريخي مهمي است. بناي شهر همدان را به دايااكو پادشاه ماد (حدود ۶۰۰ سال قبل از ميلاد) نسبت مي دهند. هرودت مي گويد: پادشاه ماد اين محل را كه اكباتان و هگمتانه ناميده مي شد به پايتختي برگزيد. گويا در كتيبه تيكلات پالاسر اول (پادشاه كشور) كه مربوط به ۱۱ قرن قبل از ميلاد است، نام «آنادانا» يا «همدانا» نوشته شده است. كلمه ايراني هگمتانه به معني محل اجتماع و كلمه عيلامي «هل مته نه» به معني سرزمين مادهاست. شهر همدان در زمان فرمانروايي بخت النصر «بنوكد نصر» ويران شد و بعدها داريوش بزرگ آن را مرمت كرد. در زمان اشكانيان كه تيسفون پايتخت كشور بود، همدان پايتخت و اقامتگاه تابستاني شاهان اشكاني شد. بعد از اشكانيان، ساسانيان نيز قصرهاي تابستاني خود را در اين شهر بنا كردند. خرابه هاي باروي قلعه اشكاني بر فراز تپه مصلي و مجسمه شيرسنگي يكي از دروازه هاي همدان از آثار اين دوره است. در سال ۲۳ هجري كه جنگ نهاوند روي داد همدان به تصرف اعراب درآمد و از آن زمان به بعد گاهي كانون آبادي و ثروت و زماني دچار چپاول و فقر و ركود بوده است.
كاخ باستاني هگمتانه
اين كاخ در شهر همدان فعلي و هگمتانه قديمي قرار دارد و بنا به روايت هاي تاريخي، در قرن هشتم قبل از ميلاد ساخته شده است. اين كاخ در دوران اقتدار نظام سياسي مادها، پس از تشكيل دولت مركزي و تسخير آشور، در سال ۶۱۴ قبل از ميلاد توسط كياكسار مادي و با همدستي «نابوپولاسار» ساخته شد. در تزئين و ساخت آن از غنايم به دست آمده از فتح نينوا استفاده شده است.
قلعه دختر (قيز قلعه سي)
اين قلعه با آنكه تخريب شده است، ولي هنوز پي، بنا و ديوارهاي آن باقي مانده است، برخي از سردرها و پله هاي سنگي كه تراش خورده نشانگر معماري زيبا و رونق آن در دوران خود است. اين قلعه كه اهميت نظامي داشته، بر تمام شهر همدان و اطراف آن و گردونه معروف همدان، تويسركان تسلط كامل دارد. به نظر مي رسد اين قلعه مشابه ساير قلعه دخترهايي است كه در نقاط مختلف ايران وجود دارد و ظاهراً در دوران مقاومت ايرانيان در برابر حمله اعراب احداث شده اند.
قلعه نو شيجان ـ دژ آتشكده
004155.jpg

تپه قلعه نوشيجان در ۶۰ كيلومتري جنوب همدان و ۲۰ كيلومتري غرب ملاير در منطقه اي موسوم به شوركات واقع شده است. از سال ۱۳۴۶ به سرپرستي ديويد استروناخ حفريات علمي در اين محل آغاز شد كه منجر به شناسايي سه دوره فرهنگي شد. دوره اول مربوط به مادها است كه نيمه دوم قرن هشتم تا نيمه اول قرن ششم قبل از ميلاد را در بر مي گيرد.
قلعه چوبين
در سال ۱۳۵۶ در اين قلعه توسط استروناخ دو گمانه آزمايشي زده شد كه منجر به بيرون آوردن سه خمره گلي بزرگ شد. قلعه در كنار اراضي دولت آباد ملاير به صورت مخروبه اي قرار دارد. قبل از احداث شهر ملاير به نام شهر چوبين يا چوبينه شهرت داشت و به احتمال زياد يادگار بهرام چوبين ـ سردار ايراني ـ بود. اين بنا اخيراً بر اثر توسعه شهر ملاير كاملاً از بين رفت.
قلعه يزدگرد
اين قلعه كه آثار ويرانه هاي آن هنوز هم در كوه يزدگرد در جنوب شهرستان ملاير و ده كيلومتري شرق جاده ملاير ـ بروجرد وجود دارد، به دوره ساسانيان مربوط است و احتمالاً مدتي پناهگاه يزدگرد سوم بوده است. در حال حاضر فقط آثار ديواره هاي خراب شده آن قابل مشاهده است.
آرامگاه ابوعلي سينا
آرامگاه حجت الحق شيخ الرئيس شرف الملك ابوعلي حسين بن عبدالله بن سينا فيلسوف و طبيب ايراني در ميداني به نام بوعلي سينا شهر همدان واقع شده است. اين بنا تاكنون سه بار نوسازي و تعمير شده است. آخرين بار به مناسبت هزارمين سال تولد اين دانشمند تعمير و بازسازي شده، ساختمان بنا از سال ۱۳۲۵ شروع شد و در سال ۱۳۳۰ خاتمه يافت. طرح آرامگاه از روي قديمي ترين بناي تاريخ دار اسلامي ايران، يعني بناي عظيم گنبد كاووس (قابوس) با تغييرات جزيي ساخته شده است. بناي قديم آرامگاه در زمان قاجار دوباره سازي شد و دو سنگ قبر قديمي يكي مربوط به ابوعلي سينا و ديگري مربوط به ابوسعيد دخئوك (يار قديمي ابوعلي سينا) در محل مقبره نهاده شد.
گنبد علويان
يكي از مهم ترين بناهاي تاريخي همدان بنايي چهارضلعي به نام گنبد علويان است كه آرامگاه دو نفر از اعضاي خاندان علويان است و در دوران مغول تزئين و مرمت شده است. از نظر منظره بيروني شباهت زيادي به گنبد سرخ مراغه دارد ولي ابعاد آن بزرگ تر است. داخل گنبد داراي گچبري هاي زيبا و فراوان است. قبرها زير گنبد سردابي قرار گرفته كه با كاشي هاي فيروزه اي رنگ در ابعاد خشتي پوشيده شده است. طول و عرض محوطه داخل بنا ۸*۸ متر است. گنبد آن طي قرون گذشته فروريخته و فعلاً بدون گنبد است.
 

 


  

تخريب بيش از 120 بناي تاريخي در هر سال


  

سالانه بيش از 120 بناي موجود در بافت تاريخي بر اثر بارندگي و ديگر عوامل طبيعي از بين مي‌روند، در صورت مداخله نكردن سازمان‌هاي متولي بافت‌هاي تاريخي درازمدت به طور كامل تخريب مي‌شوند.

«حق‌نگر»، شهردار منطقه تاريخي فرهنگي شيراز و دبير اجرايي همايش ملي استحكام‌بخشي ساختمان‌هاي بنايي غيرمسلح و بناهاي تاريخي، در رابطه با اقدامات صورت گرفته در بازسازي و حفظ بناهاي تاريخي افزود:‌ «شهرداري شيراز در اين زمينه فعاليت‌هاي گسترده‌اي را انجام داده ولي سازمان ميراث فرهنگي به عنوان مسئول مرمت و استحكام بخشي بناهاي تاريخي در اين مهم چندان جدي نيست.»

وي حساس كردن قشر دانشگاهي به موضوع بافت‌هاي تاريخي را از ديگر اهداف اين همايش برشمرد و افزود: «از تاثيرات مثبت همايش اين است كه به ساختارهاي اجتماعي كهن بي‌توجهي نشود، چرا كه حفظ اين بناها با جذب توريسم رابطه مستقيم دارد دبير اجرايي اين همايش نبود نيروهاي ماهر، پرهزينه و زمان بر بودن را نيز از مشكلات رو در روي مقاوم‌سازي و استحكام‌بخشي بناهاي تاريخي ذكر كرد.»

وي افزود: «اين در حالي است كه دولت بودجه لازم و يا سوبسيدي براي استحكام‌بخشي اين بناها و بافت‌ها به شهرداري اختصاص نداده و تمامي كارهاي مربوط به استحكام‌بخشي از طريق خود مردم با كمك شهرداري منطقه انجام مي‌يابد.»

شهردار بافت تاريخي شيراز با بيان اينكه دولت و مردم بهتر است تعامل مستقيم با هم داشته‌ باشند در خصوص تك بناها و ساختمان‌هاي تاريخي كه در مالكيت اشخاص هستند گفت: «مرمت و احياي اين ساختمان‌ها بهتر است با كمك مردم و بخش خصوصي صورت گيرد.»

وي افزود: «سازمان‌هاي جهاني اگر بخواهند براي كمك‌رساني جهت حفظ و نگهداري بناهاي تاريخي وارد شوند بايد بر اساس معيارهاي جهاني و بومي‌سازي اين معيارها مطابق فرهنگ و امكانات كشور كار كنند كه براي استفاده از كمك سازمان‌هاي بين‌المللي در ابتدا به شفاف‌سازي در خصوص فعاليت‌هاي انجام شده نياز داريم.»

وي با تاكيد بر اينكه حفظ بناهاي تاريخي ارتباط تنگاتنگي با جذب توريسم دارد گفت: «در اين جهت جمع‌آوري آخرين دستاوردهاي روز دنيا و تبيين ضوابط براي استانداردهاي لازم جهت نحوه مداخله در بافت‌هاي تاريخي از مهم‌ترين اهداف برگزاري اين همايش است.»

شهردار منطقه تاريخي فرهنگي شيراز همچنين تصريح كرد: «طي 50 سال اخير كه با رشد سريع شهرنشيني روبه‌رو بوده‌ايم حاشيه‌هاي اطراف شهر شيراز به كمك عوارض قطب مركزي و تاريخي شهر متحول شده لازم است در درآمدهاي حاصل از مناطق ديگر شهر جهت رونق بافت تاريخي استفاده شود.»

وي نقش NGO را در شناسايي و مقاوم‌سازي اين بناها بسيار موثر دانست و افزود: «آنها بهترين خدمات را با كم‌ترين امكانات نسبت به سازمان‌هاي مرتبط ديگر به بافت‌هاي فرسوده تاريخي شيراز به ويژه در زمينه حل مسائل اجتماعي و افزايش اميد به زندگي ارايه مي‌كنند.»

به گفته حق‌نگر گفت: «شهرداري شيراز حدود 3 برابر عوارض دريافتي حوزه بافت‌هيا تاريخي را براي بازسازي و ايمن‌سازي و فعاليت‌هاي اين بخش عمراني هزينه كرده است كه اگر اين كمك‌ها به 30 برابر هم برسد تقريبا 30 سال طول مي‌كشد تا اين بناها مورد استحكام‌بخشي قرار گيرد.

● سناریویی با گستره وین تا بروجرد؛ دانشگر اینبار در تالار وزارت کشور

شاید «فارسی» مستند ساز تلویزیونی و سازنده برنامه‌های پرطرفدار مهاجران در شبكه 1سيما، برنامه‌اي كه رويكرد عمده در آن معرفي ايراني هاي موفق در آن سوي آبها بود، هرگز گمان نمی‌کرد به شدت مشغول تبلیغ ایده‌هایی است که هرچند توسط ایرانی‌الاصل ها توسعه یافته‌اند ولی در اصل دست پرورده بستری کاملا غیر ایرانی‌ هستند... .


دانشگر هنوز نتوانسته نظر شوراي شهر تهران را براي ساخت مركزي براي شهر تهران (طرحي موسوم به قاليچه پرنده) در اراضي عباس آباد جلب كند در هنگام نگارش این خبر آرمین محسن دانشگر، فارغ التحصيل دانشكده معماري وين اتريش و داراي مدرك دكتري معماري و مدرس فعلي دانشكده معماري وين که پیش از این استاد ميهمان در دانشكده هاي لندن، نيويورك و هنگ كنگ بوده، مهمان مدیران شهری، شهر بروجرد است و قرار است سه روز دیگر (شنبه سوم دیماه) در تالار وزارت کشور پیرامون شهر های دیجیتالی و ایده‌های خود در این عرصه سخنرانی کند؛ مراسمی که به صورت گسترده از مهندسان مشاور و مدیران شهری برای حضور در آن دعوت به عمل آمده است.
آرمین محسن دانشگر، فارغ التحصيل دانشكده معماري وين اتريش و داراي مدرك دكتري معماري و مدرس فعلي دانشكده معماري وين
همه امیدوارند که اتفاق اوایل سال جاری در سخنرانی دانشگاه آزاد مشهد برای وی اتفاق افتاد و می‌توان آن را اعتراض گسترده دانشجویان به نظریات وی نامید، در این مراسم تکرار نشود، هرچند دانشگر نیز این‌بار بسیار با تجربه تر شده و پیش‌بینی می‌شود تندروی های گذشته را تکرار نکند.
دانشگر که هنوز نتوانسته نظر شوراي شهر تهران را براي ساخت مركزي براي پایتخت (طرحي موسوم به قاليچه پرنده) در اراضي عباس آباد را جلب كند، ظاهرا در مورد متقاعد کردن مدیران بروجردی برای پذیرش طرح طرح بلندپروازانه‌اش برای ميدان معظم آيت الله بروجردي (ره)بلندپروازانه‌اش برای ميدان معظم آيت الله بروجردي (ره) و طرح بهسازی امام زاده جعفر در بروجرد، موفق بوده است، هرچند این طرح‌ها از نظر مالی نتوانسته او را راضی کند و ارقام قرارداد ها و پیش پرداخت ها با توجه به اینکه دانشگر مایل است با قیمت‌های جهانی کار کند، تنها در صورتی قابل قبول است که طرح‌های اینچنینی تنها شروع مجموعه‌ای از قراردادها برای دانشگر در ایران باشد!

زیرزمین بسیار لوکس اقامتگاه سفیر ایران در وینطرح زیرزمین بسیار لوکس اقامتگاه سفیر ایران در وین (سید محسن نبوی)، دوست نزدیک وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد، که یک مجموعه سونا و استخر و ورزشگاه است، دانشگر را که با مدیران دولت جدید ارتباط نزدیکی دارد، هر چه بیشتر مورد توجه دولتمردان مدعو این سفارت قرار داده و شهرت او را دهان به دهان بین آنها پیچانده است.
شاید نکته طنزآمیز در ارائه های رایانه‌ای آثار وی حضور تصاویری تزیینی از شتر در میان طرح‌هایی بسیار مدرن است! هر چند مدت هاست از شتر در تهران خبری نیست و البته بعضی چشم ها نیز به ندیدن شتر عادت کرده‌اند...!

یوسفی - آرونا


اینجانب از همفکران استاد دانشگر هستم و لازم می دانم دلیل درج این مطلب را آزادی تفکر و عقیده ها در وبلاگم اعلام کنم.

امیدوارم ما به جایی برسیم که بدور از پوچ جلوه دادن ایده های افرادی مثل دکتر آرمین محسن دانشگر خود تلاش کرده و موقعیت مناسبی در ملت (و حتی دنیا) به دست آوریم.

به امید فرا رسیدن آن روز .

محمد احمدوند